تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٤٢ - هفت دسته روايات مورد استناد محدث نورى
«أيّده بجنود» است كه مراد از آن حتما پيامبر است و نيز باتوجه به آيات ديگرى، مانند اين آيه، كه سكينه [- آرامش] را به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اختصاص داده است: «فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ».[١] بنابراين، فرموده امام تفسير و بيانگر مرجع ضمير است و- همانگونه كه گفتيم- معناى عبارت «هكذا تنزيلها» آن است كه به اين معنا نازل شده است.
اما عبارت «هكذا نقرأها» كه از زبان امام روايت شده است- در صورت صحت روايت- شايد قرائتى برخلاف مشهور باشد؛ مانند اضافات تفسيرى كه در قرائت ابن مسعود روايت شده است. بنابراين اينگونه روايات نمىتواند مستمسك مدعيان تحريف باشد.
٢٠. همچنين روايت شده است: «مردى نزد امام صادق عليه السّلام چنين قرائت كرد:
«وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ»[٢] امام فرمودند: چنين نيست؛ اينگونه، درست است: و المأمونون (به جاى مؤمنون)؛ و ما مأمونون هستيم».[٣]
مقصود از اين روايت- بر فرض درستى سند آن- تفسير «مؤمنون» در آيه است كه ايشان مؤمنان سؤالشونده هستند يعنى كسانى كه مسؤوليت امت را بر دوش گرفتهاند؛ مقصود، مطلق مؤمنان نيست؛ گرچه آنان هم مسؤوليتى هرچند اندك دارند. بدون ترديد مسؤول عام كسى است كه بر جان و ناموس و مال مسلمانان امين است و چنين كسى جز امام معصوم نيست.
پس عبارت «ليس هكذا هي؛ چنين نيست» به اين معناست كه به خطا نپندار كه در آيه تمامى مؤمنان اراده شده است، بلكه مقصود مؤمنان كاملى هستند كه تنها از آنان سؤال مىشود. علامه مجلسى در شرح اين روايت آورده است: «يعنى مقصود از «مؤمنون» در اين آيه، مقابل كفار نيست تا همه مؤمنان را دربر گيرد؛ بلكه مراد مؤمنان كامل است؛ آنان كه از خطا در امان و از كژى و لغزش معصومند. ايشان همان امامان عليهم السّلام هستند».[٤]
[١] . فتح ٤٨: ٢٦. در سوره توبه( ٩: ٢٦) چنين است:« ثُمَّ أَنْزَلَ ...».
[٢] .« و بگو عمل كنيد؛ زيرا خدا و پيامبرش و دينباوران به كارهاى شما خواهند نگريست». توبه ٩: ١٠٥.
[٣] . الكافى، ج ١، ص ٤٢٤، شماره ٦٢.
[٤] . مرآة العقول، ج ٥، ص ٧٩.