تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٤٣ - هفت دسته روايات مورد استناد محدث نورى
دسته دوم؛ اين دسته- همانگونه كه قبلا اشاره شد- قرائاتى است كه به طريق خبر واحد از ائمه عليهم السّلام نقل شده و گاه مخالف قرائت مشهور و موافق قرائات شاذه است. قبلا گفتيم كه اينگونه روايات حجيت ندارند؛ چون قرآن با تواتر ثابت مىشود نه با خبر واحد؛ همچنين اختلاف در قرائت دليل بر اختلاف در نص وحى نيست؛ چون- همانگونه كه قبلا يادآور شديم- قرآن و قرائات آن، دو چيز مستقل و متفاوتند. بنابراين، اين دسته از روايات نمىتواند بهعنوان دليل بر تحريف قلمداد گردد.
امام صادق عليه السّلام فرمود: «قرآن به لفظ واحد و از نزد خداى واحد نازل شده است».[١] در روايت ديگرى اين عبارت افزوده شده است: «اما اختلاف در آن از طرف راويان پيدا شده است».[٢] اينان قاريانى بودند كه گمان مىكردند نص وحى همان قرائت راويان است و اگر سندى دارد، از طريق واحد نقل شده است و از طريق واحد قرآن ثابت نمىگردد- گرچه قارى آن از بزرگان پيشين باشد- مگر آنكه جمهور مسلمانان با آن موافقت كرده باشند؛ مانند قرائت حفص.
اكنون نمونههايى از قرائاتى را كه به ائمه عليهم السّلام منسوب است ذكر مىكنيم. اين روايات به نقل كلينى در كافى شريف و به روايت طبرسى در مجمع البيان آمده است؛ ولى اسناد آنها غالبا ضعيف مىباشد:
١. شيخ الطائفه در تهذيب از شيخ مفيد و او از غالب بن هذيل روايت كرده است كه: «درباره آيه «وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ؛[٣] و سر و پاهاى خودتان را تا برآمدگى هردو پا مسح كنيد» از امام باقر عليه السّلام پرسيدم كه «ارجل» به جرّ است يا به نصب؟ فرمود: به جرّ است»[٤] و چون قرائت مشهور به نصب است محدث نورى اين حديث را دستاويز پندار خود در زمينه تحريف قرار داده است.[٥] در حالىكه سه تن از قراء سبعه يعنى ابن كثير، ابو عمرو و حمزه آن را به جرّ و سه تن ديگر يعنى
[١] . الكافى، ج ٢، ص ٦٣٠، شماره ١٣.
[٢] . همان، شماره ١٢.
[٣] . مائده ٥: ٦.
[٤] . تهذيب الاحكام، ج ١، ص ٧١. تبديل واو به فاء در اصل، دليل ديگرى است بر خدشه در صحت روايت.
[٥] . فصل الخطاب، ص ٢٨٠.