تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٤١ - هفت دسته روايات مورد استناد محدث نورى
محمدا و اهل بيته- وَ ادْخُلِي جَنَّتِي؛[١] اى كسى كه- به محمد و اهل بيت او- آرامش يافتهاى و راضى- به ولايت- و خشنود- از ثواب- به سوى پروردگار خود بازگرد و در صف بندگان من- محمد و أهل بيت او- درآ و وارد بهشتم شو».
لفظ «يعنى» در ذيل آيه، گواهى مىدهد كه همه اينها بهعنوان تفسير و توضيح آن است.
١٨. عمار ساباطى روايت كرده است كه امام صادق عليه السّلام فرمود: خداوند در حق على عليه السّلام فرموده است: «أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ ساجِداً وَ قائِماً يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ يَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ- أنّ محمدا رسول اللّه- وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ- أنّ محمدا رسول اللّه و أنّه ساحر كذّاب- إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ؛[٢] [آيا چنين كسى بهتر است] يا آن كسى كه او در طول شب در سجده و قيام اطاعت [خدا] مىكند [و] از آخرت مىترسد و رحمت پروردگارش را اميد دارد؟ بگو آيا كسانى كه مىدانند- كه محمد رسول خداست- و كسانى كه نمىدانند- كه محمد رسول خداست و او را ساحر كذاب مىدانند- يكسانند؟ تنها خردمندانند كه پند پذيرند». آنگاه امام فرمودند:
«اى عمّار اين، تأويل آيه است».[٣] اين حديث شريف روشن مىسازد كه اضافاتى كه احيانا در لابهلاى قرائتهاى ائمه عليهم السّلام يافت مىشود، تفسير يا تأويل آيات مربوط است و چنان نيست كه مدعيان تحريف پنداشتهاند.
١٩. از ابن فضال روايت شده كه امام على بن موسى الرضا عليه السّلام فرمود: «فأنزل اللّه سكينته على رسوله و أيّده بجنود لم تروها؛[٤] خداوند آرامشش را بر پيامبرش فرو فرستاد و او را با لشكريانى كه شما ايشان را نديديد يارى رساند». اصل آيه چنين است: «فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها».[٥] امام عليه السّلام در اين روايت- بر فرض درستى سند آن- اسم ظاهر را جاى ضمير گذاشته است تا روشن سازد مراد از ضمير در واژه «عليه» پيامبر است نه همراه او. دليل آن هم مرجع ضمير در عبارت
[١] . فجر ٨٩: ٣٠- ٢٧. ر. ك: تفسير برهان، ج ٤، ص ٤٦١.
[٢] . زمر ٣٩: ٩.
[٣] . الكافى، ج ٨، ص ٢٠٤ و ٢٠٥، شماره ٢٤٦.
[٤] . همان، ص ٣٧٨. تفسير برهان، ج ٢، ص ١٢٨، شماره ١٣.
[٥] .« پس خداوند سكينه و آرامش خويش را بر او فرو فرستاد و او را با لشكريان ناپيدا يارى رساند». توبه ٩: ٤٠.