تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٣ - تحريف در اصطلاح
«بعضى از قاريان قرآن حروف آنرا پاس مىدارند اما با بىتوجهى به قرآن، حدود [و معانى] آنرا ضايع مىسازند و با آن مانند قدح معامله مىكنند؛ خدا اينگونه حاملان قرآن را افزون نگرداند».[١]
قدح- به فتح قاف و دال- ظرف دهانهگشادى است كه معمولا مسافر همراه دارد و آنرا پس از تناول طعام يا آشاميدن آب با آن، در آخر اثاث خود مىنهد يا به پشت خود مىآويزد. در حديث است كه مرا چون قدح سواره قرار ندهيد؛ يعنى ياد مرا به تأخير نيندازيد. كنايه از عدم اهتمام و توجه به چيزى است، چه اينكه حالت قدح چنين است كه پس از رفع نياز فرد، بر پشت افكنده مىشود.
پس فرمايش امام كه فرمود: «با آن چون قدح معامله مىكنند» كنايه از عدم توجه به قرآن است؛ به اين معنا كه قرآن در زندگى انسان نقش نخست را ايفا نكند بلكه در گيرودار زندگى، آخرين نقش را بازى كند، در نتيجه وقتى فرد از ضروريات زندگى فارغ آمد و چيزى را كه خود را با آن مشغول سازد نيافت به سوى قرآن روى مىآورد تا با آن در زندگى روزمره خود تنوعى ايجاد كند. در نظر چنين كسى قرآن مقصود بالعرض است نه مقصود بالذات.
تحريف در اصطلاح
تحريف در اصطلاح به هفت معنا به اين شرح آمده است:
١. تحريف مفاد كلام (تحريف معنوى)؛ يعنى گفتار، به غير وجه [و طريق] آن تفسير گردد و مدلول لفظ به معنايى كه به دلالت وضعى يا بر حسب قرائن متداول در آن ظهور ندارد، تأويل گردد. به همين علت است كه اينگونه تأويل مردود است و در لسان شريعت مقدس، از آن نهى و تحت عنوان تفسير به رأى، ياد شده است.
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىفرمايد: «هركس قرآن را به رأى [و ديدگاه شخصى] خود تفسير كند جايگاه خود را در آتش فراهم مىنمايد».[٢]
«تفسير به رأى» آن است كه كسى از روى تعمد ديدگاه شخصى خود را در تفسير
[١] . فيض كاشانى، الشافى( خلاصه وافى)، ج ٢، ص ٢٤.
[٢] . غوالى اللئالى، ج ٤، ص ١٠٤، شماره ١٥٤.