تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٠٨ - پندارهاى نويسنده فصل الخطاب
قرآن پرداختهاند، از قلم افتادن بخشى از كلمات و آيات قرآن را در پى داشته است؛ بويژه آنكه احاطه بر همه قرآن براى آن كس كه در زمان حيات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله قرآن را به طور كامل گردآورى نكرده امكان نداشته است».[١]
البته ما مراحل سهگانه جمع قرآن را از دوران رسالت تا دوره يكدست شدن مصاحف- در عصر عثمان- به تفصيل بيان كرديم و يادآور شديم كه دو مرحله از آن، در حيات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله انجام يافته بود: ١. تأليف كلمات؛ ٢. تنظيم آيات. تنها، ترتيب سورهها پس از وفات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله انجام گرفت و اينكار به هيچوجه مستلزم تغيير در كلمات قرآن و آيات آن نبوده است.[٢]
«سوم آنكه، دستاويزى كه عامه در توجيه روايات تحريف تراشيدهاند؛ مبنى بر اينكه مقصود از آنها، آيات منسوخ التلاوه است، سخنى لغو و باطل است؛ زيرا در آن روايات تصريح شده است كه بسيارى از تحريفها به دست خود عثمان و در دوره او انجام گرفته است».[٣]
قبلا گفتيم كه اينگونه روايات از بافتههاى حشويه است و از روى غفلت در كتب حديثى عامه وارد شده و در عالم اعتبار كاملا بىاساس است.[٤]
«چهارم آنكه، امام على عليه السّلام مصحفى ويژه داشته است كه بايستى با ديگر مصاحف مخالف بوده باشد».[٥]
آرى، مصحف آن حضرت در نظم و ترتيب و در داشتن شرح و تفسير در حاشيه،- چنانكه شرح آن گذشت- با ديگر مصحفها تفاوت داشته است.[٦]
«پنجم آنكه، عبد اللّه بن مسعود نيز مصحفى مخصوص داشته است».[٧]
تفاوت مصحف ابن مسعود با ديگر مصاحف، در قرائت اوست؛ زيرا او در مصحف خود، گاه زيادتهايى تفسيرى آورده و به هدف روشن ساختن مواضع
[١] . همان، ص ١٠٤- ٩٦.
[٢] . ر. ك: التمهيد، ج ١، ص ٢٧١ به بعد.
[٣] . ر. ك: فصل الخطاب، ص ١٢٠- ١٠٥.
[٤] . به گفتار پيشين كه در رابطه با حشويه و موضع ايشان درباره مسأله تحريف است مراجعه كنيد.
[٥] . فصل الخطاب، ص ١٣٤- ١٢٠.
[٦] . ر. ك: التمهيد، ج ١، ص ٢٩٥- ٢٩٢.
[٧] . فصل الخطاب، ص ١٤٣- ١٣٥.