تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٠٧ - پندارهاى نويسنده فصل الخطاب
سرآمد تمامى كتب پيشينيان است- نياورده باشد و ايشان را بر امتى كه گرامىترين امتها هستند نشناسانده باشد؛ در حالىكه اينكار در مقايسه با ديگر واجباتى كه بهطور مكرّر در قرآن آمده است از اهميت بيشترى برخوردار است؟» آنگاه اين ادعاى خود را به روايت كعب الاحبار يهودى- كه ريزهخوار سفره طاغوت وقت، معاويه بود- تأييد مىنمايد. او ادعا كرده كه مواليد اهل بيت را در ٧٢ كتاب كه همگى از آسمان نازل شده خوانده است. در آن كتابها آمده است كه ايشان بعد از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله برترين خلائق و امامان الهى در زمينند. محدث نورى مىگويد: «كعب اين مطلب را نزد معاويه گفت و معاويه را چنين توصيفاتى خوش نيامد؛ برخاست و خشمناك خارج شد ...».[١]
مرحوم جزايرى پيش از او دچار اين توهم شده است. او مىگويد: «اينان مهمترين جنايات را در امر دين مرتكب شدهاند، مانند تغيير قرآن و تحريف كلمات آن و حذف مدايح اهل بيت و رسوايىهاى منافقين».[٢]
در اينجا مناسب است بهطور گذرا فهرست دلايلى را كه محدث نورى ضمن فصول كتاب خود آورده است، بياوريم و به اندازه كافى، درباره آن بحث كنيم: او مىگويد:
«نخست آنكه، در كتب عهدين تحريف واقع شده است و ضرورت تشابه حوادث گذشته با حال، مستلزم وقوع تحريف در قرآن مىباشد».[٣]
قبلا توضيح داديم كه تحريف در كتب عهدين به صورت تحريف معنوى و تفسير نادرست بوده است. علاوه بر اين، بسيارى از بندهاى اصلى اين كتب ساقط شده و مابقى آن- به تصريح قرآن- تا زمان رسالت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سالم مانده است. مقصود از مشابهت امتها تشابه در اصول اخلاقى و معاشرت است؛ كه بر اصل تنازع بقا پايهگذارى شده است. نه مشابهت در شيوههاى اخذ شده و تناسب با شرايط ويژه هر زمان. تفصيل اين مطلب قبلا بيان شد.
«دوم آنكه، شيوههايى كه گردآورندگان قرآن در آن دوره براساس آنها به جمع
[١] . فصل الخطاب، ص ١٨٣ و ١٨٤.
[٢] . الانوار النعمانيه، ج ١، ص ٩٧.
[٣] . ر. ك: فصل الخطاب، ص ٩٥- ٣٥.