دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٧٤
انسان و ابعاد گوناگون اين تغيير و دگرگونى بايد مورد توجه قرار گيرد.
تأمل در نيازهاى بشر نشان مىدهد كه اين نيازها، همه در يك رديف و همانند هم نيستند. برخى از آنها دائما در تغييرند، و برخى ديگر، يكنواختى خود را حفظ كردهاند.
نيازمندىهاى اوّلى، از عمق ساختار جسمى و روحى بشر، و از طبيعت زندگى اجتماعى او سرچشمه مىگيرد و تا انسان وجود دارد و به زندگى اجتماعى خود ادامه مىدهد، آن نيازها به قوّت خود باقى است. از اين نيازها، برخى به جسم انسان مربوط است، مانند احتياج به خوراك، پوشاك، مسكن و همسر، و برخى از آنها به نيازمندىهاى روانى و روحى او مربوط است، مثل علم، زيبايى، نيكى و پرستش، و برخى ديگر، نيازهاى برخاسته از زندگى اجتماعى است. از قبيل آزادى، مساوات، عدالت و معاشرت.
در رتبه بعد، نيازهاى ثانوى انسان قرار دارد. نيازهايى كه در عصر و زمانى به ابزار و وسايل زندگى آن عصر مربوط مىشود. اين نيازها كه ناشى از توسعه و تجدد زندگى است، نو و كهنه مىشوند و گاه به طور كلى، از بين مىروند؛ مثلا به صحنه آمدن وسايل نقليه كنونى در زندگى و ارتباطات، يك سلسله مقررات خاص راهنمايى و رانندگى را مىطلبد كه در گذشته، چنين مقرراتى مورد نياز نبوده است و با پيشرفت زندگى، اين احتياجات پيدا شده است؛ ولى مقررّاتى كه مربوط به نيازهاى اولى است، مىتواند هميشه زنده و نو بماند؛ مثلا توسعه تمدن ايجاب نمىكند كه قوانين حقوقى و جزايى و مدنى مربوط به دادوستدها، ارث، ازدواج و مانند آنها، اگر مبتنى بر عدالت و حقوق فطرى باشد، عوض شود.
بر اين اساس، نه مىتوان به طور كلى ادعا كرد كه «همه نيازمندىهاى بشر در حال تغيير است» و نه مىتوان گفت كه «تغيير نيازها، تغيير اصول و قواعد اساسى زندگى را ايجاب مىكند.»
البته تحقيق كامل در اين زمينه، بستگى به مباحث مختلفى در معرفتشناسى دارد، مباحثى از اين قبيل كه در جاى خود بايد مطرح شود: