دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٥٧٨
مقدمه الفداء- حديث مىكند در تفسير آيه شريفه: «عمّ يتسائلون عن النبأ العظيم» كه فرمود:
«هى فى امير المؤمنين. كان امير المؤمنين عليه السّلام يقول: ما للّه تعالى آية هى اكبر منّى و لا للّه من نبأ اعظم منى.[١]»
و بالجمله، انسان كامل، كه آدم ابو البشر يكى از مصاديق آن است، بزرگترين آيات و مظاهر اسما و صفات حق و مثل و آيت حق تعالى است و خداى تبارك و تعالى از «مثل» يعنى شبيه، منزه و مبرا است؛ ولى ذات مقدس را تنزيه از مثل به معناى آيت و علامت، نبايد نمود؛؛ و له المثل الاعلى»[٢]. همه ذرات كاينات آيات و مرآت تجليات آن جمال جميل عز و جل هستند، منتها آن كه هريك به اندازه وعاى وجودى خود؛ ولى هيچيك آيت اسم اعظم جامع، يعنى «اللّه» نيستند جز حضرت كون جامع و مقام مقدس برزخيّت كبرى جلّت عظمته بعظمته باريه ...[٣] با اين توضيحات، روشن مىگردد، كه چرا از ولايت پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به «ولايت مطلقه» تعبير مىشود؛ زيرا همانگونه كه محقق بزرگ عرفان در عصر اخير، آقا محمد رضا قمشهاى توضيح داده است:
ولايت مطلقه، به معناى ولايتى رها از قيود و حدود است. و اين رهايى از قيود، به آن است كه ظهور همه اسما و صفات الهى باشد، و هرگونه تجليات ذات حق را دارا باشد.[٤] نتيجه آن كه، ولايت مطلقه از ديدگاه اهل معرفت:
اولا، حقيقتى عينى است و نبايد آنرا با منصبهاى اجتماعى كه واقعيتى جز جعل و اعتبار ندارد، خلط كرد؛ چه اينكه نبايد آنرا در حدّ پيشوايى و زعامت دانست.
ثانيا، كمالى است كه با ارتقاى در مراتب هستى و احاطه به كمالات وجودى، حاصل مىشود.
[١] - همان، ص ٢٠٧.
[٢] - روم( ٣٠) آيه ٢٧.
[٣] - امام خمينى، چهل حديث، ص ٦٣٥.
[٤] - محمد رضا قمشهاى، رسالة الولاية،( بدون صفحه).