دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٣٤٢
بر آن، نظارت و كنترل جنبه عمومى و همگانى به خود گيرد. تا هم از انگيزههاى درونى شخص، كه او را از فساد باز مىدارد، استفاده شده، و هم عوامل بيرونى به شكل صحيح و گسترده به كار گرفته شود.
عالىترين مرحله اين تعهد درونى و قداست نفسانى، «عصمت» است كه شيعه در جانشينى مستقيم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و امامت عظمى شرط مىداند. به تعبير علامه نائينى:
بالاترين وسيلهاى كه مانع تبدّل «ولايت» به «مالكيت مطلقه» مىشود، و از اندك ارتكابات شهوانى و اعمال شائبه استبداد جلوگيرى مىكند، عصمت است كه طايفه اماميه، آنرا در «ولىّ نوعى» معتبر مىداند.[١] و در مرحله بعد، ملكه تقوا مىتواند چنين نقشى را ايفا نمايد. همان متفكر اسلامى مىنويسد:
رادع و مانع از استبدادات و اظهار مرادات شهوانيه بهعنوان ديانت، به ملكه تقوا و عدالت منحصر است و جز اجتماع اوصافى كه در روايت آمده، «صائنا لنفسه، حافظا لدينه، مطيعا لامر مولاه، مخالفا لهواه» و در مرجعيت شرعيه، اعتبار فرمودهاند، عاصم ديگرى متصور نباشد.[٢] ازاينرو، رهبر جامعه، بايد چنان خودساخته و آراسته باشد كه بتواند از منافع مادّى و اميال نفسانى خود، براى حاكميت بخشيدن به مكتب و اهداف آن، صرفنظر كند.
حكومت كردن، شايسته كسى است كه قبل از آنكه زمام امور جامعه را به دست گيرد، زمام خويش را در دست داشته، و مالك نفس خود باشد.
در اينجا بايد درباره تقوا بهعنوان اساسىترين ارزش اسلامى، و شرط لازم در احراز سمتهاى اجتماعى، تأمل بيشترى نماييم و نقش آنرا در سلامت رهبرى
[١] - ميرزا حسين نائينى، تنبيه الامه، ص ١٢.
[٢] - همان، ص ١٢٥.