دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٣٥٨
در كتابهاى استدلالى فقه، محدث بحرانى بيش از ديگران، اين مسئله را مورد بحث قرار داده است. وى مىگويد:
معناى عدالت در حاكم، اخصّ از معناى آن در موارد ديگر، مثل امام جماعت است؛ زيرا حاكم شرع، نايب امام عليه السّلام است و بر جايگاه نبوت و امامت تكيه مىزند. ازاينرو بايد با منوب عنه، مناسبتى داشته باشد.[١] او در ادامه، برخى از روايات را به عنوان دليل نظريه خود ذكر مىكند. شيخ حرّ عاملى هم به استناد برخى ازاينروايات، براى مرجعيت، عالىترين مرتبه عدالت را لازم مىداند و مرتبهاى را كه براى امام جماعت شدن كافى است، براى زعامت، كم و ناقص مىداند.[٢] صاحب جواهر، پس از نقل سخن او، آنرا پسنديده است.[٣] درعينحالاين بحثها در كتب فقهى فتوايى و استدلالى مىتواند به يك مشكل اجتماعى هم در تاريخ زعامت شيعه، ناظر باشد، مشكل كسانى كه پس از مقدارى كسب علم، دعواى زعامت داشته و درصدد جمع كردن مريد و اطرافيان بيشتر براى خود بودهاند، و به مرجعيت به عنوان طعمه چشم داشتهاند. درحالىكه از صلاحيت كافى تقوايى براى اين مسئوليت بزرگ، بىبهره بودهاند. لذا بزرگانى مانند شيخ مفيد، محقق حلّى، مقدس اردبيلى، شهيد ثانى و صاحب مدارك اعلام مىكردند كه به سراغ فقيه مأمون برويد؛ يعنى كسى كه حتى از راه حلال هم، حيله جمعآورى مال ندارد؛ رياستخواه برحذر مىداشتند.
دراينباره، فيض كاشانى، صريحتر از ديگران از اوضاع زمانه مىنالد و از چنين عناصرى به عنوان «مصيبت كبرى» و «فتنه عظمى» براى دين و جامعه، ياد مىكند.[٤] محدث بحرانى از اينكه مردم به ضوابط و شرايط نايب امام زمان عليه السّلام توجه ندارند و
[١] - بحرانى، الحدائق الناضره، ج ١٠، ص ٥٨.
[٢] - وسائل الشيعه، ج ٥، ص ٣٩٥.
[٣] - جواهر الكلام، ج ١٣، ص ٣٠١.
[٤] - بحرانى، همان، ج ١٠، ص ٦٤.