دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٤٤٧
روايت عمر بن حنظله با اسانيد متعدد آن، مورد اعتماد فراوان است. به علاوه كه طايفه اماميّه، به آن عمل نموده و آنرا تلقى به قبول كردهاند و ازاينرو، «مقبوله» نام گرفته است. بلكه چه بسا بتوان چنين روايتى را در نهايت درجه اعتبار و صحت دانست، بلكه از بسيارى از روايتهاى با سند صحيح معتبرتر است و اين نكته، بر افراد صاحب بصيرت، واضح است.[١] صاحب «مفتاح الكرامه» كه در احاطه بر آراى فقها و تتبع در متون فقهى، ممتاز است، مىگويد:
در سند مقبوله نبايد درنگ كرد؛ زيرا فقها بر قبول اينروايت و عمل بر طبق آن، اتفاقنظر دارند.[٢] و برخى از فقهاى عصر اخير تصريح كردهاند كه در ادوار گذشته، هيچكس از فقها درباره اعتبار اينروايت اشكال نكرده است تا چه رسد به اينكه آنرا كنار بگذارد، و اگر فردى اينروايت و روايات مشابه آنرا حجّت نداند، بايد او را از زمره اهل علم خارج دانست؛ چرا كه اصلا بويى از فقه و فقاهت نبرده است.[٣] محدّث محقق، ملا محمد تقى مجلسى، كه از حديثشناسان متبحّر است، درباره اين حديث آورده است:
اينروايت، به «مقبوله» شهرت دارد و اصحاب ما آنرا تلقى به قبول كردهاند، و در باب تفقّه و اجتهاد، دليل عمده است ... آن گونه كه شهيد ثانى گفته است، اصحاب، آنرا «مقبوله» ناميدهاند، و اين نامگذارى ظاهرا از آن جهت است كه حكم به صحت مضمون آن- با توجه به روايات ديگر- نمودهاند. ازاينرو، در نزد فقها، همچون روايتى است كه از تواتر معنوى برخوردار است.[٤]
[١] - ملا حسينقلى همدانى، القضاء الاسلامى( تقريرات درس شيخ انصارى)، ج ١، ص ٦٤.
[٢] - سيد جواد عاملى، مفتاح الكرامه، ج ١٠، ص ٤.
[٣] - سيد محمد حسينى طهرانى، ولايت فقيه و حكومت در اسلام، ج ١، ص ٢٥٣( به نقل از آية اللّه شيخحسين حلّى).
[٤] - محمد تقى مجلسى، روضة المتقين، ج ٦، ص ٢٧.