دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٢٣٤
٥- با دخالت حضرت در امور اجتماعى، احدى از خود اختيارى ندارد.
٦- در موقعيتهاى خطير و مسئوليتهاى مهم، فقط با جازه پيامبر مىتوان صحنه را ترك كرد.
و ...
چنين وظايفى براى عموم مسلمانان، حكايت از آن دارد كه در بينش قرآنى، پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم صرفا در جايگاه مسئلهگويى و بيان احكام قرار ندارد و حوزه نفوذ و دخالت او به ابلاغ وحى، محدود نمىگردد و مسلمانان نيز نبايد فقط براى فراگيرى احكام، آن حضرت را مرجع خود بدانند، بلكه موظفند در عرصه مسائل اجتماعى، از خط مشى و سياستى كه توسط رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ترسيم مىشود، پيروى كرده، و در جريانات سياسى- اجتماعى، بر طبق نظر او عمل نمايند، و در برابر امر و فرمان او گردن نهند.
امام خمينى در اين زمينه مىفرمايند:
رسول الله صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از آن جهت كه پيامآورى از سوى خداست، از خود امر و نهى ندارد، و اگر در زمينه احكام الهى، دستور دهد- مثلا به نماز امر كند- تنها ارشاد به فرمان الهى است؛ زيرا او نسبت به اوامر و نواهى خداوند، صاحب امر و نهى نمىباشد، و صرفا آنها را ابلاغ نموده و از طرف خداوند براى مردم گزارش مىكند؛ چه اينكه دستورات ائمه عليهم السّلام نيز درباره احكام الهى چنين است و از اين نظر، اوامر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و ائمه عليهم السّلام براى مردم، مانند اوامر مجتهد براى مقلد خويش است؛ مثلا وقتى فقيهى مىگويد:
«خون نجست است»، سخن او به مانند كلام پيامبر، ارشاد به حكم الهى است. ازاينرو، مخالفت با چنين اوامرى، فقط مخالفت با خداست، نه مخالفت با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يا امام عليه السّلام و يا فقيه.
ولى اگر پيامبر از آن جهت كه رهبر جامعه اسلامى است فرمان دهد، پيروى و فرمانبرى از خود او لازم است؛ مثلا وقتى سپاهى را براى حركت به سوى يك منطقه فرا مىخواند، اطاعت از فرمان او به عنوان زمامدار، واجب است، و دستور او به مانند دستور الهى لازم الاجرا است، هر چند ارشاد به حكم الهى نبوده و مستقلا از سوى خود حضرت صادر شده است. دستور قرآن به «اطيعو الرسول» پس از «اطيعوا الله» ناظر به لزوم پيروى مسلمانان