دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٥٩٢
حقى بوده كه خداوند به پيغمبر اكرم عنايت فرموده بوده، نه اينكه از جانب مردم به آن حضرت تفويض شده باشد، ميان شيعه و سنّى بحثى نيست.[١] رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر مبناى اين شأن الهى، در اداره جامعه و حكومت، دستورات و مقرراتى را صادر مىكرد؛ مثلا به اصحاب خود فرمان داد: «محاسن خود را رنگ نموده، و از آشكار شدن سفيدى موهاى خود جلوگيرى كنيد.» حضرت على عليه السّلام علت اين حكم را آن مىداند كه در صدر اسلام، تعداد مسلمانان اندك بود و مسلمانان با اين كار نشاط خود را در برابر دشمن به نمايش مىگذاردند؛ ولى پس از آن كه اسلام توسعه يافت، نيازى به اين اقدام نبوده و مسلمانان در آن مخيّرند.[٢] در مورد ديگرى، پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم همسايگان مسجد را تهديد كرد كه اگر در نماز جماعت شركت نكنند، خانهشان را آتش خواهد زد.[٣] واضح است كه اين برخورد، از موضع اختيارات حكومتى، و با توجه به شرايط اجتماعى آن عصر و بر مبناى مصالح مورد نظر آن حضرت بوده است، وگرنه ترك يك عمل مستحب، به خودى خود، چنين عقوبت سنگينى را به دنبال ندارد.
رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با در نظر گرفتن مصالح جامعه، گاه آزادىهاى اجتماعى يا اقتصادى افراد را محدود مىكرد؛ مثلا به حكيم بن حزام اجازه تجارت نداد تا اينكه حكيم متعهد گرديد در معاملات اگر طرف مقابل پشيمان شد معامله را اقاله و برهم زند، همچنين به افراد تنگدست مهلت دهد و به گرفتن حق خود قانع باشد.[٤] پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ضرار بن ازور را به قبيله بنى اسد فرستاد تا آنها را از شكار حيوانات بازدارد. اين كار، هر چند اصالتا براى مردم ممنوع نبود، ولى با دستور حكومتى حضرت، از آن جلوگيرى گرديد. در جنگ خيبر نيز رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از خوردن گوشت برخى حيوانات حلال گوشت، منع كرد تا در نقل و انتقال و جابهجايى نيروهاى جنگى،
[١] - مرتضى مطهرى، شش مقاله، ص ١٦٩.
[٢] - نهج البلاغه، حكمت ١٧.
[٣] - وسائل الشيعه، ج ١٢، ص ٢٨٦؛ محمد باقر مجلسى، مرآة العقول، ج ١٩، ص ١٣٤.
[٤] - ابن حجر، الاصابه، ج ٢، ص ٢٠٨.