دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ١٥٨
به كمك نياز دارند و كامل نيستند. به علاوه، گرفتار اختلاف خواستهها و تفاوت تمايلاتند. اگر خداوند براى آنان نگهبان و حافظ آيين پيامبر قرار نمىداد، آنان فاسد مىشدند، شرايع و سنن تغيير مىكرد، احكام واقعى اسلام عوض مىشد، و در چنين شرايطى همه مردم به تباهى مىافتادند.
جايگاه دولت در قوانين اسلامى
١- آيا اسلام در برنامه خود، صرفا به توصيههاى اخلاقى و تبيين ارزشهاى معنوى بسنده كرده است؟
٢- آيا در متون معتبر اسلامى، از كتاب و سنّت، وظايف اجتماعى براى مسلمانان ديده نمىشود؟
٣- آيا تكاليف اجتماعى مسلمانان، بدون ارتباط با نظام سياسى حاكم مىباشد؟
٤- آيا مسلمانان با قطع نظر از تشكيلاتى كه اداره جامعه را به عهده دارد و بدون توجه به خط مشى و اصولى كه دستگاه حكومت دنبال مىكند، مىتوانند قوانين اسلامى را جامه عمل بپوشانند؟
٥- آيا اسلام در مورد نظام سياسى مطلوب خود و وظايف محوّله آن، سكوت اختيار كرده است؟
و ...
كمترين آشنايى با منابع متقن و مورد اتفاق مسلمانان، موجب مىشود كه پاسخ چنين سؤالاتى، يكسره منفى باشد. حتى محققان غير مسلمان نيز كه بدون اعتقاد و ايمان، به اين مكتب نگريستهاند، اين ويژگى، توجهشان را به خود جلب نموده است؛ مثلا گوستاولوبون فرانسوى مىگويد:
قرآن، كه كتاب آسمانى مسلمين است، منحصر به تعاليم و دستورات مذهبى تنها نيست، بلكه دستورات سياسى و اجتماعى مسلمانان نيز در آن درج است.[١]
[١] - گوستاولوبون، تاريخ تمدن اسلام و عرب، ص ١٢٨.