دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ١٩٦
نويسندگان دانشگاهى، پس از اينكه هدف بعثت انبيا را به آخرت و خدا، منحصر مىسازد، مىگويد:
حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و امامان عليهم السّلام مانند هر انسان و بندگان مؤمن، علاوه بر وظايف رسالت و امامت، معلّم و مصلح و موظف به خدمت و اعمال صالح بودند و مىبايستى به مصداق «و لمكم فى رسول الله اسوة حسنة» الگو و نمونه باشند. بنابراين، در كنار وظايف نبوت و سوق دادن به خدا و آخرت، هرجا كه عهدهدار كارى براى زندگى شخصى يا عمومى شدهاند، به اصلاح و آموزش مردم و به دعوت به خير يا امر به معروف و نهى از منكر نيز پرداخته، به عنوان انسان مسلمان، مبادرت به خدمت و تربيت همنوعان كردهاند. تعليماتى كه از اين نظرها دادهاند، در عين ارزنده و ممتاز بودن، جزء دين و شريعت حساب نمىشودو مشمول «ان هو الّا وحى يوحى» نمىگردد.[١] همين نويسنده، در ادامه مىنويسد:
دلايل و قراينى كه طرفداران ادغام دين و سياست و يكى بودن نبوت و حكومت، اقامه مىكنند، متعدد است. مهمتر از همه، استنادى است كه به زمامدارى پيامبر گرامى به لحاظ دينى، سياسى، ادارى و قضايى، در ده سال مدينه مىنمايند ... (ولى) وقتى به قرآن نگاه مىكنيم، مىبينيم: احراز حكومت يا سلطنت از طرف خاتم الانبيا و بعضى از پيغمبران يهود، عموميّت به همه پيامبران نداشته و با توجه به تعداد كثير انبياى غير حاكم، يك امر استثنايى محسوب مىشود، و اصولا نبوت و حكومت، دو امر يا دو شغل كاملا مجزا و متفاوت با دو منشأ يا دو مبناى مختلف غير قابل تلفيق در يكديگر بوده؛ آنجا كه پاى دين و رسالت در ميان است قانون «و الله اعلم حيث يجعل رسالته» حاكم بوده، انبيا حتى حق دخالت دادن دانش و تجربه و تصميم خودشان را هم نداشته و دهان به كلامى مىگشودند كه وحى الهى، كليات و جزئيات آنرا پيشاپيش ترسيم نموده، لحظهبهلحظه رهبرىشان مىكرده يا به زبانشان مىگذارده است؛ اما آنجا كه پاى اداره امت و امور
[١] - مهدى بازرگان، مقاله« آخرت و خدا، هدف بعثت انبيا»، ص ٣٠.