دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ١٩٨
نظارت و كنترل بازار و تجارت، اجراى احكام قضايى و بخشهاى گوناگون فعاليت حضرت است كه به نمونههايى از آنها اشاره مىكنيم:
زعامت سياسى امّت اسلامى
حاكميت سياسى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم، گاه توسط نمايندگان و مأموران حضرت، كه به عنوان «حاكم» انتخاب و به مناطق گوناگون اعزام مىشدند، و گاه مستقيما و به وسيله دستوراتى كه حضرت اعلام و به مرحله اجرا مىگذاشتند، اعمال مىگرديد. موارد زير نمونههايى از اين زعامت و رهبرى است:
١- نصب حاكمان و فرمانروايان
الف) نمايندگان قبيله ثقيف، در سال هشتم هجرى، به مدينه آمدند و پس از مذاكراتى با پيامبر اكرم، مسلمان شدند. پيامبر عثمان بن ابى العاص، يكى از اعضاى همين گروه را كه از ديگران جوانتر و در فراگيرى آيين اسلام جديّت بيشترى داشت، به عنوان «امير» آن قبيله انتخاب نمود. وى علاوه بر امارت، از سوى حضرت به عنوان امام جماعت نيز انتخاب شد. عثمان مىگويد: از آخرين سفارشهاى رسول خدا به من، هنگامى كه مرا بر قبيله ثقيف حكمرانى و امارت داد، اين بود:
«اى عثمان! نماز را زود بخوان، و با مردم به حساب آن كه از همه ضعيفتر است، رفتار كن.»[١] ب) يكى از نمايندگان قبيله جعفى از سرزمين يمن، پس از آن كه محضر پيامبر اسلام را درك نموده و اسلام آورد، به عنوان حاكم آن منطقه، از سوى حضرت انتخاب شد.
رسول خدا در حكم فرمانروايى او نوشتند:
نوشتهاى است از محمد، رسول خدا به قيس بن سلمة بن شراحيل: من تو را عامل خود ساختم بر قبيله مرّان و وابستگانش، قبيله حريم و وابستگانش، قبيله كلاب و
[١] - سيره ابن هشام، ج ٤، ص ١٨٤.