دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٦٢٠
- شرط كردن اينكه صاحب پروانه كسب، شخصا به كار در محل كسب خود اشتغال داشته باشد، خلاف شرع است.
- نظارت و حفاظت دولت بر آثار و ابنيه تاريخى، كه در ملك شخصى افراد قرار مىگيرد، خلاف شرع است.
- لزوم ثبت ازدواج و طلاق در دفاتر رسمى و لزوم اجازه براى تعدد زوجات، و قرار دادن كيفر براى تخلف از مقررات، خلاف شرع است.
- نظام سازمان اوقاف بر موقوفات معلوم التوليه، خلاف شرع است.
- الزام صاحبان مشاغل به دريافت كارت شناسايى مالياتى، خلاف شرع است.
- منوط كردن قبول استعفاى وزرا از سمت خود به تصويب رئيس جمهور، خلاف شرع است.
- و ...[١] نگرشى كه دخالت دولت را در اين گونه موارد با موازين شرعى منطبق نمىدانست، بر اين عقيده بود كه بايد مردم را آزاد گذارد تا نسبت به مسكن، توزيع كالا، قيمتگذارى، ابنيه تاريخى، اشتغال، منابع طبيعى و ... هرگونه كه مىخواهند، تصميمگيرى كنند و لذا اعمال هر گونه سياستى كه به محدوديت براى مردم بينجامد، ناروا و خلاف شرع است. حتى كارگزاران دولتى، مانند وزرا، هرگاه اراده كنند، مىتوانند كار خود را رها نموده و بدون كسب اجازه و موافقت از مقام بالاتر، از ادامه فعاليت سرباز زنند.
در اين ميان، تنها عاملى كه دست دولت را براى اعمال سياستهاى خود باز مىگذاشت، شرايط بحرانى و اضطرارى بود و صرفا با پديد آمدن چنين شرايطى، دولت مجاز به سياستگذارى و برنامهريزى شناخته مىشد؛ مثلا شوراى نگهبان نظر داده بود كه دولت مجاز به تعيين نظام توزيع كالا نيست؛ ولى در مواقع بحران و
[١] - ر. ك: همان، ج ١، ص ١٩، ٤٤، ٤٥، ٨٦، ١٦١؛ ج ٣، ص ١٨٧، ٢١٣، ٢٧١؛ ج ٢، ص ٢٧١، ١٠٠، ١٤٩، ٣٣١، ٤٣٦ و ٤٤٢.