دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ١٠٧
او درباره ويژگىهاى سياست نوين غرب (دموكراسى) مىگويد:
در دموكراسى، اين خاصيت نهفته آشكار شده كه افراد فقط وقتى مىتوانند از قوانين اساسى استفاده كنند كه «پول» داشته باشند. اين حقيقت در دموكراسىهاى اوليه، احتياج به تجربه و آزمايش داشت؛ ولى در دوره رشد و بلوغ اصول پارلمانى، از جمله واضحات است؛ زيرا پس از آن كه مشاهده شد كه پول و قدرت مالى هر حزبى چقدر تأثيرش از نوع عقايد و مرامنامهها بيشتر است، اين حقيقت، آفتاب روشن شد ...
و همچنين اضافه مىكند:
... حس قدرتطلبى، كه در زير لفافه دموكراسى به فعاليت مشغول است، شاهكار خود را به چنان خوبى انجام داده كه وقتى مردم را به شديدترين وضعى به قيد رقيت و بندگى مىكشد، اينان به قدرى اغفال شدهاند كه تصور مىكنند معناى آزادى همين است، و هرچه طوق اسارت تنگتر مىشود، به نظر مردم چنين جلوه مىكند كه دايره آزادى وسيعتر شده است، همه با رضا و رغبت، به ساز عده معدودى قدرتطلب بىباك مىرقصند، آزادىخواهان طبقه متوسط از اين خوشحالند كه مطبوعات آزاد شده، و سانسور از ميان رفته، غافل از اينكه ديكتاتور مطبوعات، يا آن چند نفرى كه تمام روزنامهها و مجلات را به ضرب پول در اختيار خود درآوردهاند، اسيران خود، يعنى خوانندگان را در زير تازيانههاى سرمقالهها و تلگرافها و عكسها و تصويرها به هر طرف كه بخواهند سوق مىدهند، حقيقت چيست؟ براى انبوه مردم، همان چيزهايى است كه مىخوانند يا مىشنوند، و در گوشه و كنار ممكن است تكتك اشخاص يافت شوند كه سررشته از حقايق امور به دست آورده باشند؛ ولى انبوه مردم به آن حقيقتى كه اعتقاد دارند محصولى است كه از مطبوعات به دست آمده ...[١] با توجه به چنين اظهاراتى، آن هم از سوى كسانى كه خود در اين گونه جوامع دموكراتيك پرورش يافتهاند، حداقل درباره مدلهاى تجربهشده دموكراسى، با خوشبينى و اطمينان نمىتوان نظر داد، هر چند كه درباره مدلهاى تجربه نشده،
[١] - همان، ص ٨١ و ٨٩.