دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٥٩٩
خود، به كار مىبرد. در تفسير او، ولايت مطلقه ولايتى در شعاع ولايت امام و پيامبر، و برخاسته از «اولى بالمؤمنين» بودن آنها است.[١] در مباحث فقهى آية اللّه خوئى نيز ولايت مطلقه فقيه، به معناى ولايتى فراتر از قضاوت و افتا است[٢] كه قهرا بر اداره امور اجتماعى انطباق مىيابد.
آية اللّه شيخ محمد تقى آملى، مقرّر ممتاز نائينى هم تصريح مىكند كه اثبات ولايت مطلقه فقيه، به معناى اثبات شئون و مناصب حكمرانان و زمامداران، براى فقيه در عصر غيبت است.[٣] عدهاى از فقهاى ديگر، در اداره اين مفهوم، از واژه «ولايت عامه» استفاده كردهاند و مقصودشان ولايتى است كه اختصاص به قضاوت و افتا ندارد[٤] و برخى نيز با توجه به مترادف بودن، دو تعبير «ولايت مطلقه» و «ولايت عامه» را در كنار هم و به جاى يكديگر به كار بردهاند.[٥] البته اين تعبيرات، ريشه در بحثهاى استدلالى فقهاى پيشين داشته و از مبانى فقهى آنان، حكايت مىكند؛ مثلا صاحب جواهر با استناد جستن به اطلاق ادله حكومت فقيه، فرمان و حكم او را نافذ مىداند[٦] و مكررا از «ولايت عامه» ياد مىكند.[٧] برداشت شيخ انصارى از مقبوله عمر بن حنظله (فانى قد جعلته حاكما) كه فقيه را حاكم قرار داده است، اين است كه حاكم سلطه على الاطلاق دارد و دايره نفوذ حكم او بهموارد تخاصمات شخصى، محدود نيست، بلكه نفوذ حكمش در اختلافات نيز از
[١] - محقق همدانى، مصباح الفقيه، كتاب الخمس، ص ١٦١.
[٢] - على غروى، التنقيح فى شرح عروة الوثقى،( تقريرات درس آية اللّه خوئى)، كتاب الاجتهاد و التقليد، ص ٤١٩.
[٣] - محمد تقى آملى، مصباح الهدى، ج ١٠، ص ٣٧٢.
[٤] - آقا ضياء عراقى، شرح تبصرة المتعلّمين، ج ٥، ص ٤٠.
[٥] - محمد تقى آملى، همان، ص ٣٧٢ و ٣٧٣.
[٦] - جواهر الكلام، ج ١٥، ص ٤٢١.
[٧] همان، ج ٢١، ص ١٤، ٣١٢ و ٣٩٥.