دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ١٩٣
آشنا شدهاند- بدان تصريح كردهاند.
دانشمند ايتاليايى، فل لينو مىگويد:
حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در يك زمان، دين و دولت را پايهگذارى كرد و گستره اين دو، در دوران زندگىاش، همسان بود.
و به تعبير توماس ارنولد:
پيامبر اسلام، پيشواى دين و رئيس دولت بود.
و به عقيده ستروتمان:
اسلام پديدهاى دينى و سياسى است؛ زيرا بنيانگذار آن، علاوه بر نبوت، حكومت را نيز در دست داشت و به شيوه حكومتدارى كاملا آگاه بود.[١] براساس اعتقاد مسلمانان، پيامبر اسلام در جامعه اسلامى داراى سه نقش است:
الف) نبوت و رسالت؛ يعنى تبليغ احكام و قوانين الهى.
ب) ولايت؛ يعنى رهبرى سياسى و اجتماعى. و البته مديريت جامعه و اداره نظام اجتماعى، غير از بيان احكام است.
ج) قضاوت و داورى.[٢] اين بينش، هر چند در طول تاريخ تفكر اسلامى، مورد قبول قرار گرفته است، ولى در يك قرن اخير، و پس از سرايت شعار «جدايى دين از سياست» از غرب به جوامع اسلامى، برخى از مسلمانان، وحدت رهبرى دينى و سياسى را حتى در مورد پيامبر اسلام مورد ترديد و انكار قرار دادند. و مسئوليت حضرت را به «تبليغ احكام دين» منحصر و محدود ساختند.
از جمله طرفداران و مروّجان اين طرز فكر در جهان تسنّن، على عبد الرزاق است.
او كه زاده مصر و فارغ التحصيل الازهر است، در سال ١٩٢٥، كتاب «الاسلام و اصول الحكم» را براى اثبات اينكه «حكومت، از اركان شريعت نبوده، و در اسلام
[١] - محمد يوسف موسى، نظام الحكم فى الاسلام، ص ١٤.
[٢] - امام خمينى، بدائع الدرر، رساله لا ضرر، ص ١٠٥- ١٠٧.