دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ١٣١
با بدبينى درباره هر حكومت دينى در شرق قضاوت كرد. ازاينرو چنانچه بخواهيم درباره گذشته تاريخى دولتهاى اسلامى داورى كنيم، بايد خود را از فضاى تاريكى كه قرنها به نام دين در كشورهاى اروپايى وجود داشته، بيرون آورده و عملكرد ارباب كليسا را كنار بگذاريم. لذا واگو كردن انتقادهاى روشنفكران مسيحى، و بازگو نمودن اشكالاتى كه از سوى وازدگان از مذهب در مغربزمين مطرح شده است، كارى منطقى نيست هر چند كه تجربههاى تاريخى ملتها براى يكديگر هشداردهنده و عبرتآموز است، البته درصورتىكه آگاهانه و هشيارانه باشد، نه كليشهاى و كوركورانه.
منتسكيو هرچند از مخالفان حضور دين در مسائل دنيوى است، ولى اين واقعيت را نمىتواند انكار كند كه نوع عملكرد دولتهاى اسلامى، تأثير فراوانى در فتوحات مسلمانان داشته است و حكومت مسلمانان به گونهاى بوده كه مردم اروپا به جاى دفاع از آيين و اعتقادات دينى خود، به استقبال آيين جديد (اسلام) مىشتافتند:
وجود باجهاى گزاف- كه در آن دوران دول غير اسلامى مىگرفتند- بود كه سهولت عجيبى را به مسلمين در فتوحات خود اعطا مىنمود؛ زيرا ملتهاى تسخيرشده از طرف اعراب مىديدند كه به جاى يكى سلسله تعدياتى كه در اثر لئامت امپراتوران به آنها مىشد، با يك ماليات ساده كه به سهولت مىدهند و به سهولت گرفته مىشود، مواجه شدهاند. اين بود كه فتوحات مسلمين با كمال سهولت پيش رفت و ملتها خوشبختتر بوده و ترجيح مىدادند كه مطيع يك ملت صحرانشين بشوند تا يك حكومت فاسد كه در آن، حكومت از تمام معايب و از تمام وحشتها و دهشتهاى بندگى و نبودن آزادى در عذاب بودند.
در مورد اخذ باجهاى گزاف، افراط نزديك به جنون را در تاريخ مشاهده كنيد: آناستار مالياتى براى اشتنشاق هوا وضع كرده بود.[١] گذشته از انتقادى كه در جوامع اسلامى، به عملكرد حكومت دينى وجود داشته، و در وازدگى مسلمانان نسبت به چنين حكومتهايى بدون تأثير نبوده است، عامل «غربزدگى» را نيز در اين جريان بايد مؤثر دانست. عدهاى از روشنفكران مسلمان در
[١] - منتسكيو، روح القوانين، ص ٤٧٣.