دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٣٣٥
سيد محمد فشاركى، بهعنوان فقيه ممتاز شناخته مىشد؛ ولى از قبول زعامت و رياست، سرباز زد و گفت:
من شايسته اين كار نيستم؛ زيرا رياست دينى و مرجعيت اسلامى، به غير از علم فقه، امور ديگرى نيز لازم دارد؛ از قبيل اطلاع از مسائل سياسى و شناختن موضعگيرىهاى درست در هركار.[١] و بدينوسيله، راه را براى زعامت پرچمدار بزرگ فقاهت و سياست، ميرزا محمد تقى شيرازى، رهبر جهاد ملت عراق عليه انگليس، باز نمود.
٣- صلاحيت اخلاقى
حاكميت مكتب، در تمام شئون جامعه اسلامى، وقتى عينيت مىيابد كه رهبرى نظام اجتماعى، علاوه بر آگاهى عميق نسبت به مكتب و تعاليم آن، از ايمان قلبى قوىّ و تعهد عملى استوارى نيز نسبت بدان برخوردار باشد. در تعبيرات رايج فقهى و كلامى، معمولا از اين ويژگى به «عدالت» تعبير شده، و از آن بهعنوان يكى از شرايط ضرورى حاكم اسلامى، كه مورد قبول همه فرق اسلامى است، نام برده مىشود.
بزرگترين دانشمندان مذاهب اسلامى، مانند فارابى،[٢] ماوردى،[٣] علامه حلّى،[٤] فراء[٥] و ابن خلدون[٦]، از عدالت، در شرايط حاكم نام بردهاند، و برخى مانند علامه حلّى[٧] و عبد الرحمن جزيرى[٨] لزوم اين خصلت را در حاكم، مورد اتفاق مسلمانان دانستهاند.
[١] - شيخ عباس قمى، فوائد الرضويه، ج ٢، ص ٥٩٤.
[٢] - باقر شريف القرشى، نظام حكومتى و ادارى در اسلام، ص ٢٥٢.
[٣] - ماوردى، احكام السلطانيه، ص ٦.
[٤] - علامه حلّى، تذكرة الفقهاء، ج ١، ص ٤٥٢.
[٥] - فراء، احكام السلطانيه، ص ٢٠.
[٦] - مقدمه ابن خلدون، ص ١٣٥.
[٧] - علامه حلّى، تذكرة الفقهاء، ج ١، ص ٤٥٢.
[٨] - جزيرى، الفقه على المذاهب الاربعه، ج ٥، ص ٤١٦.