دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٣٦٩
ب) ولايت تشريعى: بر انسانها به واسطه تشريع قانون، ارشاد و تدبير امور آنها:
ما كان لمؤمن و لا مؤمنة اذا قضى اللّه و رسوله امرا ان يكون لهم الخيرة من امرهم؛[١] هيچ مرد و زن مؤمنى را نرسد كه چون خدا و فرستادهاش به كارى فرمان دهند، براى آنان در كارشان اختيارى باشد.
انما وليكم اللّه و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم راكعون؛[٢] ولىّ شما تنها خدا و پيامبر او است و كسانى كه ايمان آوردهاند، همان كسانى كه نماز برپا مىدارند و در حال ركوع، زكات مىدهند.
خداوند در اين دو آيه، از ولايت تشريعى، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نيز خبر داده است، كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به استناد ولايت الهى، در برپا داشتن شريعت، تربيت امّت، قضاوت بين مردم و فرمانروايى بر آنان، داراى ولايت است.
از اين دو گونه ولايت تكوينى و تشريعى، به ولايت «حقيقى» و ولايت «اعتبارى» نيز تعبير مىشود[٣] همچنين اعتقاد به مالكيت مطلقه الهى نسبت به آفريدهها و درك اين حقيقت كه هيچيك از موجودات، در هستى و كمالات خويش، چيزى از خود ندارند، و از اين نظر فقير، بلكه عين فقر و احتياجند، نفوذ حكم الهى را اثبات مىكند؛ زيرا لازمه حكومت و قضاوت، تسليم مردم در برابر فرمانروا و حاكم، و تن دادن به فرمان و دستور او است، درحالىكه خداوند مالك هر چيز، و همه در تار و پود هستى و آثار وجودى خود، به او قائمند. ازاينرو، فرمانروايى و حكم كردن، منحصرا از او است.
كل شىء هالك الا وجهه له الحكم؛[٤] هر چيز، جز وجه اللّه، نابود شونده است. (پس) فرمان از آن او است.
[١] - احزاب( ٣٣) آيه ٣٦.
[٢] - مائده( ٥) آيه ٥٥.
[٣] - الميزان، ج ٦، ص ١٣ و ١٤.
[٤] - قصص( ٢٨) آيه ٨٨.