دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٢٠٢
مسلمانان رنجكشيده و ستميديده مكّه، كه قبل از فتح مكه، از خداوند، پيشوا و پشتيبان مىخواستند[١] تا بتوانند شاخ قدرتمندان را شكسته و با عزت د رامان زندگى كنند، با فرمانروايى عتاب، به اين خواسته دست يافتند. خداوند با فرمانروايى ا و، دعاى آنها را مستجاب نمود تا ضعفا را در برابر توانگران، نيرو بخشيده و حمايت كند و آنان را به سربلندى و عزتى بىنظير برساند.[٢] همچنين رسول خدا عهدنامهاى براى حضرت على عليه السّلام صادر نمودند و در آن، نقش مهم كارگزاران حكومتى را در اصلاح جامعه تبيين نموده و ويژگىهاى لازم آنها را چنين برشمردند:
كار مردم، تنها وقتى سامان مىيابد و اصلاح مىشود كه كارگزاران و دستاندركاران تو، شايسته گردند.
پس براى اداره كارهايت كسى را برگزين كه اهل ورع، فقه، دانش و سياست باشد و با انديشمندان و صاحبان تجربه همراه باش ....[٣]
٣- عقد پيمانهاى سياسى
بهترين نمودار ديپلماسى دولت اسلامى در عصر رسول خدا، عهدنامهها و پيمانهايى است كه بين حضرت و اقوام و فرق مختلف به امضا رسيده است.
از مهمترين آنها پيمان حضرت با يهوديان مدينه است كه در بخشى از آن اين موارد به چشم مىخورد:
١- مسلمانان و يهوديان مانند يك ملت در مدينه زندگى مىكنند.
٢- مسلمانان و يهوديان در انجام مراسم دينى خود آزاد هستند.
٣- با وقوع جنگ، هر كدام ديگرى را درصورتىكه متجاوز نباشد، عليه دشمن كمك مىكند.
[١] -\i و اجعل لنا من لدنك وليا من لدنك نصيرا\E( نساء( ٤) آيه ٧٥).
[٢] - فضل طبرسى، مجمع البيان، ج ٣، ص ٧٦.
[٣] - دعائم الاسلام، ج ١، ص ٢٦٩ و ٢٧٠.