دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٥١٨
تكليفى انجام دهد. اگر در اينروايت، امام عليه السّلام نظر به نصب فقها از طرف خود نداشتن «فنهم حجتى عليكم» نمىفرمود و آنان را حجت خويش بر مردم، معرفى نمىكرد، بلكه مانند برخى روايات ديگر، آنان را «امناء اللّه» بر حلال و حرام معرفى مىكرد.
ج) لزوم مراجعه در مسائل شرعى و فهم احكام دينى به علما، از ابتداىترين مسائل اسلامى است كه پيوسته براى مردم روشن بوده است و بر شخصيتى مانند اسحاق بن يعقوب، كه در ارتباط خاص با حضرت ولى عصر (عج) بوده[١] و افتخار پاسخ گرفتن از حضرت را در شرايط دشوار تقيه داشته، مخفى نبوده است تا ناچار شود طى نامهاى، از آن به عنوان «مشكل خود» ياد كرده و از حضرت، حل آنرا بطلبد. برخلاف مسئله ولايت بر مصالح عامه، كه با پيش آمدن دوران غيبت، مبهم بوده و شيعه براى تعيين تكليف خود و شناخت متصديان امور، در انتظار راهنمايى امام به سر مىبرده است.
شيخ انصارى مىگويد: با توجه به اين قراين، كلمه «حوادث» را به احكام يا منازعات نبايد اختصاص داد و منصب فقها را به افتا و قضاوت نبايد محدود كرد.[٢] با صرفنظر از اين شيوه استدلال، به گونه ديگرى نيز مىتوان به اين روايت، در بحث ولايت فقيه، استناد جست: در اين توقيع، فقها، «حجت امام عصر» معرفى شدهاند. مقصود از اين تعبير چيست؟ آيا اين عنوان درباره فقها ابهامآميز نيست؟
در پاسخ بايد توجه داشت كه حجت بودن فقها، در رديف حجت بودن امام قرار
[١] - پاسخ حضرت به اسحاق بن يعقوب، نمايانگر آن است كه وى از رتبه بالايى در معرفت و ايمان برخوردار بوده است. در لابهلاى اين پاسخها، عنايت حضرت ديده مىشود كه مىفرمايد:
-« إمّا ما سألت عند ارشدك اللّه و ثبّتك ...»
-« و إمّا اموالكم فلا نقبلها الّا لتطهر ...»
-« إمّا ظهور الفرج فالى اللّه ...»
- إمّا وجه الانتفاع فى غيبتى فكالانتفاع بالشمس اذا غيبها عن الابصار السحاب ...»
-« و السلام عليك يا اسحق بن يعقوب و على من اتبع الهدى ...»( بحار الانوار، ج ٥٣، ص ١٨٠).
[٢] - مرتضى انصارى، مكاسب، ص ١٥٤.