دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٢٤٠
و اذا انزلت سورة ان آمنوا بالله و جاهدوا مع رسوله استأذنك او لو الطول منهم و قالوا ذرنا نكن مع القاعدين؛
هرگاه سورهاى نازل شد كه امر به ايمان به خدا و جهاد به همراه پيامبر كرد، منافقان توانمند و ثروتاندوز از تو استيذان و تقاضاى معافى از جهاد كرده و گفتند: بگذار ما از معافشدگان باشيم.[١] در مجموع، اين آيات نمايانگر آن است كه امت اسلامى، در برابر رهبر و زمامدار خود- پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم- چه مسئوليتى بر دوش دارد، و خداوند از عموم مسلمانان خواسته است كه شعاع ولايت و رهبرى آن حضرت را بر سراسر زندگى اجتماعى خود بگسترانند و هيچيك از صحنههاى تلاش خويش را از حضور و هدايت پيامبر خدا بركنار ندارند.
قرآن از مسلمانان مىخواهد كه با دخالت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در امور اجتاعى و پس از اعلام نظر حضرت، ترديدى به خود راه نداده، و يكپارچه تسليم باشند:
ما كان لمؤمن و لا مؤمنة اذا قضى الله و رسوله امرا ان يكون لهم الخيرة من امرهم و من يعص الله و رسوله فقد ضلّ ضلال مبينا؛[٢] وقتى خدا و پيامبر او در كارى فرمان دادند، هيچ مرد و زن مسلمانى، اختيارى در كار خود ندارد، و هركس با خدا و رسولش مخالفت كند، آشكارا گمراه شده است.
در اين آيه، مقصود از «قضاى پيامبر»، دخالت آن حضرت در شئون گوناگون زندگى مردم و مسائل مختلف حكومت است[٣] و هر چند خداوند تأكيد مىكند كه چنين مسائلى، مسائل خود مردم است: «من امرهم»، مربوط به زندگى ايشان بوده و سود و زيانش براى آنها است، و لذا حق مشاركت و دخالت دارند، ولى در همين مسائل هم وقتى پيامبر خدا، به عنوان رهبر دولت اسلامى، دخالت نمود و كار را به دست گرفت، جايى براى مداخله ديگران باقى نمىماند و هيچكس نبايد خود را
[١] - توبه( ٩) آيه ٨٦.
[٢] - احزاب( ٣٣) آيه ٣٦.
[٣] - محمد حسين طباطبائى، الميزان، ج ١٦، ص ٣٢١.