دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٢٩٤
طرز فكر طرّاحى كرده و آرمانهاى آنرا تحقق بخشند.[١] شيخ محمود شلتوت نيز مىنويسد:
از ميان اهل علم و رأى و خبره، شايستهترين فرد را بايد خليفه نمود.[٢] به هر حال شرط فقاهت و اجتهاد، در رئيس دولت اسلامى و امام مسلمين، به اندازهاى مورد قبول قرار گرفته است كه برخى مانند امام الحرمين جوينى، آنرا مورد اتفاقنظر در بين علما دانستهاند.[٣] همچنين جزيرى، مؤلف اثر معروف «الفقه على المذاهب الاربعه» نيز ادعاى اتفاقنظر پيشوايان اهل سنت را دارد و مىگويد:
اتفق الأئمة- رحمهم اللّه تعالى- على ان الامام يشترط فيه أن يكون عالما مجتهدا ليعرف الاحكام و يتفقّه فى الدين فيعلّم الناس، و لا يحتاج الى استفتاء غيره؛[٤] پيشوايان همه مذاهب چهارگانه، بر اين نظرند كه لازم است امام، دانشمندى صاحبنظر و مجتهد باشد تا احكام دين را شناخته، در دين تفقّه نمايند و سپس به مردم آموزش دهد، و نيازى به مراجعه به ديگران و فتوا خواستن از ايشان نداشته باشد.
حكمتها و ضرورتهاى شرط فقاهت
اگر از مبانى سهگانهاى كه براى اعتبار شرط فقاهت در رهبرى ذكر نموديم، و ادلّه هر كدام، صرفنظر كنيم و بخواهيم مسئله را از زاويه مصالح جامعه اسلامى، نيازها و وظايف دولت اسلامى، بررسى نماييم، باز هم بايد به اعتبار و لزوم چنين شرطى رأى دهيم؛ چه اينكه دانشمندان اهل سنت نيز بدون استناد به آن مبانى، اجتهاد را در رهبرى لازم دانسته، و ان را به اقتضاى رهبرى اسلامى و وظايف و مسئوليتهاى آن تلقى كردهاند. نكات زير بيانگر فلسفه اين شرط و نقش آن در
[١] - محمد مبارك، الحكم و الدولة، ص ٧٠.
[٢] - شيخ محمد شلتوت، من توجيهات الامام، ص ٥٦٨.
[٣] - جوينى، غياث الامم، ص ٢٧٤.
[٤] - عبد الرحمن جزيرى، الفقه على المذاهب الاربعه، ج ٥، ص ٤١٦ و ٤١٧.