دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٣٧٨
و لذا غير مشروع است.
اين قاعده نسبت به عرض و آبرو نيز صادق است، و لذا مؤمن كه بايد آينهدار عزت خداوند عزيز باشد، از عزّت خود صرفنظر كند؛[١] چه اينكه علاوه بر تكليف حفظ آبروى ديگران، هركس بايد حافظ آبرو، شخصيت و احترام خويش باشد و احدى به بهانه آن كه حرمت و احترام، از آن من است و اختياردار آن مىباشم، اجازه درهم شكستن آن، و برباد دادنش را ندارد.
پس براساس فكر توحيدى و با اعتقاد به ربوبيت خداوند، همه حقوق و تكاليفى كه انسان را احاطه كرده، باز گرفته از حق خداوند، و در محدوده و شعاع خواست او است. امام سجاد عليه السلام «رسالة الحقوق» را با اين نكته آغاز مىكند كه همه حقوق[٢] كه در هر لحظه، در هر حركت و سكون، و در هرگونه تلاش و فعاليت، تو را فراگرفته، حقوقى است كه خداوند قرار داده است و بزرگترين آنها حق خود اوست كه پايه و مبناى حقوق ديكر بوده و همه آنها از آن نشأت مىگيرد:
اعلم رحمك اللّه ان اللّه عليك حقوقا محيطة فى كل حركة حركتها، او سكنة سكنتها ...
و اكبر حقوق اللّه عليك ما اوجبه لنفسه تبارك من حقه الذى هو اصل الحقوق و منه تفرّع.[٣]
اصل چهارم
براى قضاوت درباره «عادلانه» يا «جائرانه» بودن هر حكومت، دو گونه معيار، وجود دارد:
الف) ملاك رفتارى: يعنى ارزيابى برنامههايى كه در آن نظام، صورت قانون به خود
[١] - در روايات مختلف، وارد شده است كه خداوند، همه امور مؤمن را به او وا نهاده، جز عزت، كه اجازه نداده است مؤمن، خود را ذليل كند( ر. ك: وسائل الشيعه، ج ١١، ص ٤٢٤).
[٢] - نبايد غفلت كرد كه حقوق، در نصوص دينى و به ويژه در« رسالة الحقوق»، حوزهاى بس وسيعتر و گستردهتر از روابط اجتماعى و رفتار جمعى انسانها دارد. ازاينرو، برخى از حقوق ذكر شئه در اين رساله، مانند حق زبان، حق دست، حق نماز و روزه، اصطلاحا از« حقوق» شمرده نمىشود.
[٣] - اين شعبه حرانى، تحف العقول، ص ٢٦٠.