دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ١٤٣
سنجىها، فعاليتهاى غير سياسى، مثل كارهاى تبليغى، ارشادى و فرهنگى را ترجيح داده و مقدم مىشمردند.
بر اثر چنين افكار و روحياتى، در بسيارى از تشكلهايى كه در قرن اخير در كشورهاى اسلامى پديد آمده است، اين جمله در سرلوحه اساسنامه و مرامنامه آنان به چشم مىخورند: «جمعيت در مسائل سياسى دخالتى ندارد».[١] همچنين فعاليتهاى فرهنگى مسلمانان معتقد و علاقهمند به اسلام، به گونهاى هدايت مىشد كه كمترين ارتباطى با مسائل سياسى پيدا نكرده و به خصوص جوانان مسلمان به سراغ اين گونه مسائل نروند. اين تلاشها كه با هدف تهذيب اخلاقى جوانان و تربيت اسلامى آنان انجام مىگرفت، چنان سامان يافت كه نتيجه آن پديد آمدن روحيه بىتفاوتى به مصالح امت اسلامى و مبارزات ضد استبدادى و استعمارى بود.[٢] به علاوه، دل بستن به نتايج فورى در هر مقطع مبارزه، و عدم تحمّل ناملايمات مبارزه و درگيرى با دشمن، باعث مىگرديد تا عدهاى از نيروهاى صادق و خوش فكر، در ميانه راه، از كاروان نهضت جدا گرديده و به بهانه اينكه «كارى از پيش نمىرود»، «دشمن در اثر مبارزات ما جسورتر شده، و جدّىتر كمر به نابودى آرمانها و ارزشهاى اسلامى ما مىبندد»، «از كار فرهنگى بايد شروع كرد» و ... مسير ديگرى را انتخاب مىكردند.
در تاريخ اخير كشور، پس از نهضت مشروطيت و نيز در جريان ملىشدن نفت، و قيام فدائيان اسلام، و بالأخره در انقلاب اسلامى، نمونههاى فراوانى از چنين عناصرى كه در بين راه، از پاى درآمدند و از قيام به قعود بازگشتند، وجود دارند. در تاريخ ديگر جنبشهاى اسلامى نيز چنين آفتى وجود داشته است.
[١] - بنيانگذار اخوان المسلمين مىگويد: رأيت فى صدر قوانين الجمعيات الاسلامية و مناهجها:« لا تتعرض الجمعية للشؤون السياسية» رسائل حسن البناء، ص ٣١٠. و در تبصره دوم اساسنامه انجمن حجيّته آمده بود:« انجمن به هيچوجه در امور سياسى مداخله نخواهد كرد». حزف قاعدين، ص ٦٨.
[٢] - امام خمينى به متصديان مدرسه علوى- كه توسط عدهاى از متدينين اداره مىگشت- به عنوان اشكال به كار آنها فرمودند:« شما بچهها را از سياست دور نگه نداريد ...» صحيفه نور، ج ٥، ص ١٠٦.