دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٧٢
ولى از سوى ديگر، در همان مصاحبه مىگويد:
مذهب براى اين منظور وجود دارد؛ اما متأسفانه مذهب به شكلى كوتهنظرانه و به صورت پيروى از دستوران خشك و انجام بعضى تشريفات معيّن پايين آمده است.[١] البته اگر ثبات و يكنواختى دستورها و آرمانها، نقطه ضعفى در ايدئولوژى دينى شمرده شود و باعث عدم كارآيى آن در رفع نيازهاى جديد بشر به حساب آيد، اين نقيصه، اختصاص به ايدئولوژى دينى نخواهد داشت و در هر مكتب، كه با ارائه الگوها و آرمانهاى جاودانه، درصدد گشودن بنبستهاى اجتماعى از فراراه بشر است، چنين ضعفى وجود دارد. و با فرض تمام بودن اين استدلال، در نهايت بايد به طور كلى، از داشتن اصول فكرى ثابت و راهحلهاى از پيش تعيين شده، قطع اميد كرد و به جاى مكتب و ايدئولوژى، بايد راهحلهاى مقطعى و آرمانهاى موقت را پذيرفت.
برخى از دانشمندان امروزى، با حركت در اين مسير، نه فقط دين، بلكه هر ايدئولوژى را از روشن كردن آينده و ارائه مسير قافله بشرى و ايدهآلهاى جاودانه، عاجز دانسته و گفتهاند:
حكومتى كه داراى اغراض اوتوپى (مدينه فاضله آرمانى) است، بايد اغراض و مقاصد خود را بر ديگران تحميل كند. تجديدبناى اساسى جامعه، كار عظيمى است كه مدتها به طول خواهد انجاميد. پس آيا بعيد به نظر نمىرسد كه اغراض و هدفها و اعتقادات و آمال در طى اين مدت عوض نشود؟ البته حقيقت اين است كه تقريبا همه ما لازم داريم كه مهمترين جنبههاى نظم اجتماعى در هر تجديدبنايى بر جاى بماند و ادامه يابد، مردم بايد بخورند، بپوشند، مسكن و جاى گرم داشته باشند ... (ولى) اين حقيقت كه «تغيير هيچ وقت متوقف نمىشود»، مانع از آن است كه مفهوم نقشههاى قبلى، براى جامعهاى خوب به تمام معنا عملى شود، و آنرا «بىمعنا» مىسازد؛ زيرا حتّى اگر جامعه با برنامه و نقشه مطابق بشود، فورا با آن چه هست اختلاف پيدا خواهد كرد. لذا نه فقط جامعه آرمانى به واسطه آرمانى بودن، غير قابل حصول است، از اين جهت نيز غير قابل حصول است كه
[١] - به نقل از: شهيد مطهرى، نظام حقوق زن در اسلام، ص ١٠٦.