دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٦٢٤
اينك پس از آشنايى با سير تبيين ولايت مطلقه از ديدگاه امام خمينى، نوبت به آن مىرسد كه اصول و مبانى اين ديدگاه را مورد بررسى قرار دهيم. در كلام حضرت امام به اين اصول تصريح شده است:
١- حكومت از احكام اوليّه
حكومت، كه شعبهاى از ولايت مطلقه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است، يكى از احكام اوليه اسلام است.[١] در اين جمله كوتاه، دو نكته اساسى ذكر شده است:
الف) حكومت، شعبهاى از ولايت مطلقه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است: در بخشهاى نخستين كتاب توضيح داديم كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در دوران زندگى خود، شخصا به سرپرستى جامعه اسلامى مىپرداخت و در همه شئون زندگى اجتماعى مسلمانان، از قبيل نصب و اعزام فرمانروايان براى مناطق گوناگون، گزينش قضات براى رسيدگى به اختلافات، انتخاب معلمان و مبلغان براى تعليم و تربيت مردم، اعزام مأموران مالياتى، فرماندهى جنگ و صلح و رهبرى سياسى- اجتماعى، آن حضرت به صروت فعال و زنده، حضور و نمود داشت و هرگاه كه براى چند روز به همراه لشكر اسلام، در جهاد اسلامى شركت مىكرد و از شهر مدينه بيرون مىرفت، براى سرپرستى جامعه، در زمان غيبت خود، فردى را معين مىنمود.
همچنين در گذشته، اثبات كرديم كه اين زعامت و رهبرى، استناد به شرع داشته و يك منصب الهى بوده است. ازاينرو، مسلمانان نيز به حكم شريعت، به همكارى با آن حضرت در مسائل حكومتى و پيروى از احكام ولايى ايشان موظف بودند.
امام خمينى در جمله بالا، علاوه بر اشاره بر اين نكته، به مطلب ديگرى نيز توجه دادهاند، و آن اينكه ولايت مطلقه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گستردهتر از مسائل حكومتى بوده و حكومت، شعبهاى از آن به حساب مىآيد:[٢] مبناى اين ديدگاه، همانگونه كه شرح
[١] - همانجا.
[٢] - شهيد مطهرى دراينباره مىنويسد:« حكومت يكى از شئون امامت است و ما مىگوييم: يكى از شئونپيامبر، حكومت بود، و اين حكومت، حكومت از ناحيه مردم و حقى كه مردم به او داده باشند، نبود؛ حقى بود كه خدا به او داده بود.»( امامت و رهبرى، ص ١١٢).