دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٦٢٢
به حضرت امام نيز نسبت داده مىشد، بنيانگذار جمهورى اسلامى، به اظهار نظر صريح دراينباره پرداخت.
در اين مرحله، امام خمينى پس از يك دوره هشت ساله از تجربه عملى شدن و عينيت يافتن دولت اسلامى و آشكار شدن نيازهاى حكومت و دشوارىهايى كه در شرايط حساس جنگ يا محاصره اقتصادى رخ مىدهد، بحث ولايت فقيه را به صورت شفافتر و صريحتر مطرح نمودند، در نتيجه، بر بسيارى از تفسيرهاى ناروايى كه از تعبيرات معظم له درباره حكومت اسلامى و اختيارات آن انجام گرفته بود، خط بطلان كشيده شد.
در آغاز، حضرت امام، در تاريخ ١٦/ ٩/ ١٣٦٦ در پاسخ به استفسار وزير كار، درباره «اختيارات دولت براى قرار دادن شروط الزامى براى كارفرمايان»، مقرر نمودن چنين شرايطى را براى دولت مجاز اعلام كردند.[١] با اين اعلام نظر، دبير شوراى نگهبان، از عموم و شمول آن در موارد فراوانى كه تحت اختيار دولت قرار دارد، ابراز نگرانى نمود؛ زيرا با توجه به آن:
دولت مىتواند ... خدمات و امكاناتى را كه منحصر به او شده و مردم در استفاده از آنها مضطر يا شبه مضطر مىباشند، وسيله اعمال «سياسيتهاى عام و كلى» بنمايد و افعال و تروك مباحه شرعيه را تحريم يا الزام نمايد ...[٢] حضرت امام در پاسخ فرمودند:
دولت مىتواند در تمام مواردى كه مردم استفاده از امكانات و خدمات دولتى مىكنند، با شروط اسلامى و حتى بدون شرط، قيمت مورد استفاده را از آنان بگيرد. و اينجارى است در جميع مواردى كه تحت سلطه حكومت است.[٣] و درحالىكه فقط يك ماه از پاسخ اوّل گذشته بود، حضرت امام در تاريخ ١٦/ ١٠/ ١٣٦٦ به نامه رئيس جمهور، درباره اختيارات حكومت اسلامى، پاسخ دادند
[١] - صحيفه نور، ج ٢٠، ص ١٦٣.
[٢] - روزنامه جمهورى اسلامى، ٣/ ١٠/ ١٣٦٦.
[٣] - صحيفه نور، ج ٢٠، ص ١٦٥.