دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٤١٠
بيعت كرد.[١] محققان تاريخ، تفسير و حديث نيز همينگونه نظر دادهاند؛ مثلا شيخ مفيد از اين بيعت، به «پيمان بر صبر و مقاومت» ياد مىكند[٢] و طبرسى مىگويد:
محور بيعت آن بود كه در هيچ شرايطى پيامبر را رها نكنند.[٣] و قرطبى مىنويسد:
پس از آن كه خبر رسيد اهالى مكه، پيك حضرت را كشتهاند، حضرت مسلمانان را به بيعت در جنگ و كارزار با مردم مكه فراخواند.[٤] در مراجعه به متون فراوان تاريخى و حديثى، به اين نتيجه مىرسيم كه بيعت در آستانه وقوع درگيرى نظامى با مشركين، و آن هم بر محور «استقامت در جنگ» انجام گرفته است، و «بيعت بر حكومت»، ولايت و زعامت سياسى، در هيچ مأخذ تاريخى، تاكنون ديده نشده است.
ازاينرو، با توجه به شواهد فوق، احتمال تفسير اوّل درباره بيعت رضوان منتفى است و حتى طرح آن به عنوان يك احتمال هم در ميان دانشمندان اسلامى، از فرق مختلف، بىسابقه است.
علاوه بر اين، براى نويسنده مزبور، در تحليل و ارزيابى از بيعت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اشتباهات ديگرى نيز رخ داده است:
١. توشيح
وى اعلام رضايت خداوند در آيه شريفه «لقد رضى اللّه عن المؤمنين اذ يبايعونك تحت الشجرة» را به معناى «توشيح و امضاى بيعت مردم با پيامبر» تلقى كرده است كه شريعت، در حدّ تأييد و امضاى انتخاب مردم نقش خود را ابراز داشته است، وگرنه،
[١] - بحار الانوار، ج ٢٠، ص ٣٣٠.
[٢] - شيخ مفيد، ارشاد، ص ٦٣.
[٣] - طبرسى، اعلام الورى، ص ١٠٥.
[٤] - تفسير قرطبى، ج ١٧، ص ٢٧٦.