دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٤٨
سپس بايد به كارهايى كه او را سعادتمند مىكند، آگاه شود تا با انجام آنها، در مسير حركت به سوى هدف خود، قرار گيرد. و چون همه انسانها، قدرت شناخت اين دو را نداشته، و فطرت آنها پاسخگو نيست، لذا در اين راه به معلّم و راهنما نيازمند مىباشند، و البته هر كسى نمىتواند راهنمايى را به عهده بگيرد. هر چند بعضى در برخى از زمينهها، توان ارشاد و راهنمايى دارند، ولى همانها هم در زمينههاى ديگر محتاج به راهنمايى هستند. پس همه بايد به سراغ فردى بروند كه در هيچ بعدى، به ديگرى نياز نداشته باشد، و تمامى علوم و معارف در او تحقق يافته باشد، و از راهنمايى و دستگيرى انسانهاى ديگر مستغنى باشد. چنين انسان راهبر و پيشگامى، هم بايد از مسائلى كه به تدريج اتفاق مىافتد، آگاه باشد و هم بتواند ديگران را ارشاد نموده و در جهت سعادتشان سوق دهد. چنين توان عظيمى در علم و عمل، تنها در ارباب طبايع عاليه يافت مىشود كه از «عقل منفعل» عبور، و پس از «عقل مستفاد» به «عقل فعّال» رسيدهاند و وحى الهى بر آنها نازل مىشود.[١] فارابى از چنين شخصيتى كه داراى اين ويژگىها است، به عنوان «رئيس اوّل» ياد مىكند و مىگويد:
انسانهايى كه در پرتو اين رهبرى قرار گيرند، فاضل و سعادتمند خواهند بود. و ملّتى كه چنين پيشوايى داشته باشد، امّت فاضله است. و جامعهاى كه بر گرد اين رئيس گرد آيد و بر محور او حركت كند، مدينه فاضله است. و در هر عصرى كه چنين انسانى يافت نشود، بايد شريعت و ايدئولوژى ارائه شده توسط او مورد عمل قرار گيرد و جامعه براساس مكتب او اداره شود.
فارابى در اين تحليل به تشريح مدينه فاضله و ترسيم ساختار سياسى آن پرداخته، و ديدگاه خود را درباره رئيس دولت و مقررات اجتماعى با صراحت بيان كرده است. در اين الگو از حكومت ايدهآل، سياست، منحصرا صبغه مكتبى و دينى دارد و فقط به وسيله انسانهاى الهى، و در جهت به كمال رساندن جامعه انسانى، ارائه و اعمال مىگردد.
[١] - فارابى، السياسة المدنيّة، ص ٧٨ و ٨١.