دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٥٧٦
خاصه و نيز ولايت مطلقه و ولايت مقيده. عبد الرحمن جامى درباره تقسيم اوّل مىگويد:
ولايت عامه شامل باشد جميع مؤمنان[١] را به حسب مراتب ايشان. و ولايت خاصه شامل نباشد الّا واصلان را، از سالكان. پس آن عبارت باشد از فانى شدن در بنده در حق، به آن معنا كه افعال خود را در افعال حق، و صفات خود را در صفات حق، و ذات حق را در ذات حق، فانى يابد.[٢] علّامه قيصرى كه از محققان عرفان نظرى در قرن هشتم است و با شاگردى در خدمت بزرگترين مفسّر عرفان محى الدين، صدر الدين قونوى، به رموز اين مكتب آشنا شده است، ولايت را به مطلقه و مقيده تقسيم مىكند و ولايت مطلقه را از صفات حق تعالى مىداند.[٣] ازاينرو، ولايتى كه به اشخاص نسبت داده مىشود، در مقايسه با ولايت حق تعالى، مقيّده مىباشد،[٤] اگرچه ولايت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نسبت به ولايت انبيا و اولياى ديگر، مطلقه است[٥] و همه اولياى ديگر داراى ولايت مقيّدهاند.
سيّد حيدر آملى، عارف نامدار قرن هشتم، از دوگونگى ولايت، با توجه به اطلاق و تقييد آن، بحث نموده است و براساس اين تقسيم، صاحب ولايت مطلقه را قافلهسالار همه موجودات معرفى مىكند كه در سلسله نزول، همه از او مدد مىگيرند و در سلسله صعود نيز همه به سوى او باز مىگردند. وى اين مرتبه را بالاصاله براى رسول خاتم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و بالورثه براى امير المؤمنين و فرزندان معصوم او عليهم السّلام ثابت مىداند.[٦] ملّا عبد الرزاق قاسانى، از امام زمان عليه السّلام به عنوان شخصيتى كه سرچشمه ولايت مطلقه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر او جوشش دارد، نام مىبرد.[٧]
[١] - اشاره است به آياتى مثل:\i« المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولياء بعض»\E( توبه( ٩) آيه ٧١).
[٢] - عبد الرحمن جامى، نقد النصوص، ص ٢١٣.
[٣] -\i« فاللّه هو الولى»\E( شورى( ٤٢) آيه ٩).
[٤] - قيصرى، شرح فصوص الحكم، ص ١١٣.
[٥] - همان، ص ١١٠.
[٦] - سيد حيدر آملى، ص ٣٨٠ و ٣٨٣.
[٧] - قاسانى، شرح فصول الحكم، ص ١٠.