دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٧٠
٤. حكومت دينى و ابهامات
حكومت براساس دين، و سياست بر وفق شريعت، گرچه براى دينباوران، طرحى ايدهآل تلقى مىشود و از آن استقبال مىكنند، ولى در نظر كسانى كه باورى به دين و اعتقادات مذهبى ندارند، مبهم و يا حداقل غير مفيد است.
اين گونه قضاوتهاى منفى، معمولا در يكى از اين دو عامل، ريشه دارد:
الف) تصوير ابهامآميز و تاريك از حكومت دينى كه عمدتا برخاسته از تجربههاى تلخ حكومت دينى در اروپا است.
ب) مقايسه حكومت دينى با نظامهاى پيشرفته حكومتى و تصوّر خلأ و كمبود امتيازات اين نظامهاى سياسى، از قبيل دمكراسى، در حكومت دينى.
چنين عواملى باعث شده تا دين در نزد عدهاى، از جنبه زندگى فردى و اخلاقى، مفيد و از جنبه قانونى و حقوقى و در زندگى اجتماعى، مضر شمرده شود، تا آن كه ادعا كردهاند: «الگوى سياسى- اجتماعى جامعه را نبايد از دين اخذ كرد.»
براساس اين ديدگاه، مقررات دينى، توانايى ارائه يك نظام سياسى مترقى و پيشرو را ندارد، و ضوابط شريعت، از ترقى و توسعه جامعه جلوگيرى مىكند.
در اين بخش، بايد به بررسى موانع و مشكلاتى كه در حكومت دينى پنداشتهاند، بپردازيم و داورىهاى مخالفان را با محك نقد، ارزيابى كنيم.