دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٦٦٦
٦- ولايت و نفى پيمانشكنى
احترام به عهد و ميثاق، از اصول مسلّم اسلامى است و هركس كه به پيمانى وارد مىشود، الزاما بايد بدان وفادار بوده و در عمل، پاىبند به آن باشد. اين پيمانها گاه بين افراد منعقد مىگردد و در حقوق مدنى قرار مىگيرد، و گاه دولتها با يكديگر به عقد قرارداد مىپردازند كه در حقوق بينالمللى جاى مىگيرد، و گاه بين ملت و دولت عهد و ميثاقى برقرار مىشود كه در حقوق اساسى، مطرح مىگردد. در كليه اين موارد، شريعت بر پاىبندى به عهد، پافشارى دارد.
مفسر بزرگ قرآن، علامه طباطبائى، نظر قرآنرا اينگونه ارائه مىكند:
قران در وفاى به پيمانها و قراردادها در كليه موارد، تأكيد دارد و بلكه با شدت تمام، نسبت به آن پافشارى دارد و پيمانشكنها را به سختى مذمت نموده و آنها را به عقوبتهاى سنگين وعده داده است؛ چه اينكه وفاكنندگان به پيمانها را ستوده است. آيات دراينباره چندان فراوان است كه نيازى به نقل آن نيست.[١] وى در ادامه آورده است:
به طور كلى، همه مزاياى اجتماعى، در سايه احترام به پيمانها تحقق مىيابد و هرگونه بهرهبردارى از حقوق و اموال، براساس عقد و پيمان، مجاز مىشود و اگر انسانها در به هم زدن اين پيمانها آزاد باشند، و با دستيابى به قدرت و زور يا با عذر و بهانه، پيمانشكنى كنند، اوّل قربانى آن، عدالت اجتماعى است، همان پايه و اساسى كه انسانها را از اسارت استثمار و بهرهكشى، نجات مىبخشد. لذا خداوند بر حفظ عهد و وفاى بدان تأكيد نموده است: «و اوفوا بالعهد، ان العهد كان مسئوولا»[٢]. اين آيه، هم عهدهاى افراد با يكديگر را در بر مىگيرد و همپيمانهاى اجتماعى را شامل مىشود؛ مثل پيمانهاى بينالمللى. البته دين براى اين پيمانها اهميت بيشترى قائل است؛ چون اين عهدها در
[١] - الميزان، ج ٥، ص ١٥٩.
[٢] - اسراء( ١٧) آيه ٣٤.