دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٦٣٤
چون حكومت و عدالت، مصلحتى عام و فراگير[١] است، بر مصلحت فرد، كه خاص ومحدود است، مقدم مىباشد. ازاينرو، فدا شدن فرد براى اصلاح جامعه، خردپسندانه و مطابق مذاق شريعت است:
تمام انبياء براى اصلاح جامعه آمدهاند و همه آنها اين مسئله را داشتند كه فرد بايد فداى جامعه بشود. فرد هرچه بزرگ باشد، بالاترين فرد كه ارزشش بيشتر از همهچيز است در دنيا، وقتى كه با مصالح جامعه، معارضه كرد، اين فرد بايد فدا شود. سيد الشهداء روى همين ميزان رفت و خودش و اصحاب و انصار خودش را فدا كرد كه فرد بايد فداى جامعه شود. جامعه بايد اصلاح بشود. «ليقوم الناس بالقسط». بايد عدالت در بين مردم و در بين جامعه تحقق پيدا كند.[٢]
٣- تقدم حكومت بر همه احكام[٣]
«حكومت ... بر جميع احكام فرعيه الهيّه تقدم دارد.»
با تبيين اصل گذشته كه «حكومت، اهم احكام الهى است» نيازى به بحث جداگانهاى در مورد تقدم اين اصل بر همه احكام ديگر، وجود ندارد؛ زيرا اهم بودن، ملاك تقدم را ارائه مىكند؛ چه اينكه حضرت امام نيز با استفاده از اين مبنا مىفرمايند:
حكومت، اهم احكام الهى است و بر جميع احكام فرعيه الهيّه تقدم دارد.
درعينحالاهميت موضوع اقتضا دارد تا با توضيح بيشترى به بررسى آن بپردازيم:
[١] - فراگير بودن يك ارزش و عام بودن يك حكمت، از جمله ملاكهاى افضل بودن آن نسبت به ارزشهاى اختصاصى است؛ مثلا امير المؤمنين عليه السّلام عدل را برتر از جود مىداند؛ زيرا عدالت قانونى است عام و راهكارى فراگير كه همگان را در بر مىگيرد، برخلاف جود و بخشش كه جنبه اختصاصى دارد( العدل سائس عام و الجود عارض خاص) بر اين اساس، اصول و مبادى اجتماعى، بر اصول و مبادى فردى، تقدم دارد( ر. ك:
نهج البلاغه، حكمت ٤٣٧).
[٢] - صحيفه نور، ج ١٥، ص ١٤٠.
[٣] - صحيفه نور، ج ٢٠، ص ١٧٠.