دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٦٣٠
بدون دولتى مقتدر، به اجيراى هيچ قانونى نمىتوان دل بست، و از شر هيچ فتنهگر و قانونناشناسى نمىتوان در امان بود. پس حكومت، در عرض ديگر واجبات عقلى نمىنشيند و در رديف ديگر نيازهاى بشر قرار نمىگيرد، بلكه در طول همه حكمتها و مصالح و برتر از احكام ديگر است.
بياناتى هم كه در شرع ديده مىشود، تأييدى بر اين فهم عقلانى و خردمندانه است؛ مثلا در قرآن كريم، آنجا كه سخن از تعيين خلافت و ولايت به ميان مىآيد و به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمان ابلاغ آن داده مىشود، اين تعبير وجود دارد:
فان لم تفعل فما بلّغت رسالته؛[١] اگر انجام ندهى، رسالت الهى را ابلاغ نكردهاى.
به تعبير برخى از دانشمندان اسلامى، به كدام موضوع اسلامى، اين اندازه اهميت داده شده و كدام موضوع ديگر است كه ابلاغ نكردن آن، با عدم ابلاغ رسالت، مساوى باشد؟[٢] برخى از انديشمندان ديگر، دراينباره به آيات مربوط به جنگ احد، استناد كردهاند كه در جريان اين جنگ، وقتى خبر كشته شدن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پخش گرديد، گروهى از مسلمانان پا به فرار گذاشتند و خداوند آنها را مورد توبيخ قرار داد كه:
أفان مات أو قتل انقلبتم على اعقابكم؛[٣] اگر پيامبر بميرد يا كشته شود، شما به عقب برمىگرديد و از دين او روى گردان مىشويد؟
از اين آيه چنين برداشت كردهاند: خداوند مسلمانان را به خاطر عدم اهتمام به نظام اجتماعى و فرماندهى جنگ، در صورت فقدان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ملامت نموده و از آن به «روىگردانى از دين و بازگشت به عقب» تعبير كرده است، درحالىكه آنان به بتپرستى روى نياورده بودند.[٤]
[١] - مائده( ٥) آيه ٦٦.
[٢] - مرتضى مطهرى، سيرى در نهج البلاغه، ص ١٠٣.
[٣] - آل عمران( ٣) آيه ١٤٤.
[٤] - سيد محمد حسين طباطبائى، مقاله« ولايت و زعامت»، مرجعيت و روحانيت، ص ٨١.