دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٥٧٩
ثالثا،- در برابر ولايت مقيّده- مقام انسان كاملى است كه جانش آيينه تمامنماى كمالات حق، و ظهور اسماى حسناى او باشد و در هيچيك از كمالات و صفات حق تعالى احدى بر او پيشى و سبقت نگرفته است.
ولايت، با اين تفسير، منشأ آثار و احكام خاصى است؛ مثلا ولىّ اللّه از نفوذ غيبى بر جهان و انسان برخوردار است و چون در سلسله موجودات، برتر از همه و بر فراز آنها قرار دارد، ناظر به ارواح، نفوس و قلوب است و از اين نظر، نوعى تسلط تكوينى بر جهان دارد كه اين احكام، همه از آثار قرب به حق است.
|
تو توهم كردهاى از قرب حق |
كه طبقگر دور نبود از طبق |
|
|
اين ندانستى كه قرب اوليا |
صد كرامت دارد و كار و كيا |
|
|
آهن از داود مومى مىشود |
موم در دستت چو آهن مىبود |
|
|
شاخ خشك و تر قريب آفتاب |
آفتاب از هر دو كى دارد حجاب |
|
|
ليك كو آن قربت شاخ طرى |
كه شمار پخته از وى مىبرى |
|
|
قرب بر انواع باشد اى پسر |
مىزند خورشيد بر كهسار و زر |
|
|
ليك قربى هست باز رشيد را |
كه از آن آگه نباشد بيد را[١] |
|
و بر اين مقام ولايت، نظر دارد آنجا كه لسان الغيب مىگويد:
|
گداى ميكدهام ليك وقت مستى بين |
كه ناز بر ملك و حكم بر ستاره كنم |
|
و يا:
|
گرچه ما بندگان پادشاهيم |
پادشاهان ملك صبحگهيم |
|
و يا:
|
بر در ميكده رندان قلندر باشند |
كه ستانند و دهند افسر شاهنشاهى |
|
ابعاد ولايت مطلقه نبوى
ولايت مطلقه پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به آن چه اهل معرفت درباره مقامات معنوى حضرت
[١] - مثنوى، دفتر سوم، ص ١٤٨.