دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٥٢٠
«جعل حجت» از طرف ائمه مطرح نمىباشد. علاوه بر آن كه براساس اعتقاد شيعه، هرگز حجت بودن ائمه اختصاص به بيان احكام ندارد، بلكه آنان از جهت ولايت بر امت نيز حجت الهىاند. با توجه به دو بعدى بودن اين تعبير، در ارتكاز شيعه، چه دليلى بر انحصار آن در بخش اوّل وجود دارد و چرا حجت بودن فقها را به بيان حكم شرعى اختصاص دهيم؟
به تعبير فقيه همدانى:
بر هركس كه در اين توقيع شريف تدبر نمايد، آشكار مىشود كه حضرت بدين وسيله، درصدد آن بوده تا با جعل روات به عنوان حجتى از طرف خويش، حجت را بر شيعيان در عصر غيبت تمام گرداند و هيچكس به بهانه غيبت امام، از تكاليف الهى، تخطى نكند، نه آن كه خواسته باشد روات را در نقل حديث يا بيان فتوا اعتبار دهد. در نتيجه، حوادث واقعه، همان موضوعات و رخدادهايى است كه بايد به امام سپرده شود تا با سرپرستى و ولايت وى، سامان يابد.[١] برداشت شيخ انصارى، از «فانهم حجّتى عليكم» چنين است:
اين جمله، در مقام بيان علت ذكر شده است و دليل آن است كه پايبندى و التزام به همه الزامات فقها واجب است و همانگونه كه اگر به سارق بودن شخصى حكم كنند، دست او قطع مىشود، اگر به موضوعات ديگرى، مثل فسق شخصى يا اوّل ماه بودن نيز حكم كنند، بايد قبول كرده و ترتيب اثر داد.[٢] با توجه به بحثهاى فوق، هيچيك از اين احتمالها قابل توجه نبوده، و در استناد به توقيع براى ولايت عامه فقيه، جملگى بىاعتبارند:
١- ممكن است «حوادث واقعه» در پاسخ امام عليه السّلام اشاره به رويدادهاى خاصى باشد كه در سؤالات اسحاق بن يعقوب مطرح بوده است. ازاينرو، دليلى بر شمول آن نيست به همه امور جامعه وجود ندارد.
[١] - حاج آقا رضا همدانى، مصباح الفقيه، كتاب الخمس، ص ١٦١.
[٢] - مرتضى انصارى، القضاء و الشهادات، ص ٤٩.