دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٤٦
دين روشى براى زندگى است، به گونهاى كه مصلحت اين زندگى را هماهنگ با كمال اخروى و حيات ابدى در نزد حق تعالى، تأمين مىكند. ازاينرو، در شريعت، قوانين زندگى، به قدر احتياج بايد وجود داشته باشد، و چون دين بايد پاسخگوى نيازهاى جديد باشد، ازاينرو تا رسيدن به عالىترين مرحله كمال، تكامل مىيابد و هنگامى كه به مرحله «خاتميت» رسيد، پاسخگوى همه نيازهاى بشر، براى هميشه مىباشد: «و نزلنا عليك الكتاب تبيانا لكل شىء».[١] ازاينرو، دين را از ابعاد سياسى، اجتماعى و اقتصادى بشر، نمىتوان جدا كرد، و بلكه دين در اصطلاح قرآن همان قانون اجتماعى است كه گاه براساس حق و فطرت (اسلام) استوار است و گاه از آن، انحراف مىيابد:
ان الدين فى عرف القرآن، هو السنة الاجتماعية الدائرة فى المجتمع، و السنن الاجتماعية اما دين حق فطرى، و هو الاسلام او دين منحرف عن الدين الحق و سبيل الله عوجا.[٢]
[١] - همان، ص ١٣٠.
[٢] - همان، ج ١٠، ص ١٨٩.