دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٤٥
به معارف و عقايد دينى و بدون اعتقاد به بهكارگيرى روشهاى اخلاقى و تربيتى. در اين روش، همه ارزشهاى اخلاقى، تابع مصالح متغيّر اجتماعى شمرده مىشود. ازاينرو، امانت، يك روز فضيلت است، و روز ديگر، خيانت.
ب) استفاده از تربيتهاى اجتماعى براى واداشتن انسانها به رعايت حقوق يكديگر، ولى تربيت و اخلاقى كه پيوندى با مسائل اعتقادى و دينى ندارد.
امروزه نيز، از اين دو روش، براى ساختن نظام اجتماعى و به وجود آوردن ارزش و اعتبار قانون در جامعه استفاده مىشود؛ ولى براساس جهانبينى الهى، اين شيوهها بر جهل نسبت به جايگاه انسان مبتنى است. و نتيجهاى جز نابودى حقيقت و كمال انسانى ندارد؛ زيرا هستى انسان، از خدا است و به سوى او باز مىگردد، پس از زندگى در اين جهان، داراى حيات جاودانه و هميشگى است، و آن زندگى ابدى، براساس رفتار و اخلاق انسان در اين جهان، شكل مىگيرد و اگر آدمى در اين نشأه از آغاز و انجام حيات خود غفلت كند، همه سرمايههاى خود را تباه كرده است.
كسانى كه اينروشها را به كار مىگيرند و از اين راهها مىروند، همچون كاروان در سفرى هستند كه به سوى وطن حركت مىكنند. در آغاز راه، به درگيرى و قتل و غارت يكديگر مىپردازند. در اين درگيرى، عدهاى مىگويند:
هركس بايد به اندازه خود- حتى با قهر و اجبار- از اين اموال استفاده كند، و پس از اين منزل، منزل ديگرى در كار نيست. و عدهاى ديگر مىگويند: بياييد با صلح و صفا، كالاهاى موجود را بين خودمان تقسيم كنيم كه اينجا آخرين منزل است. اين دو گروه، از اينكه مسافرند و كاروان به حركت خود ادامه مىدهد، و بايد به آينده خود بنگرند و خود را براى ادامه زندگى در وطن، آماده كنند، غافلند. و اين فراموشى، ثمرهاى جز گمراهى و هلاكت ندارد.[١] براساس ديدگاه سوم، ايدئولوژى الهى، نه فقط به بعد معنوى انسان توجه دارد، و نه فقط به زندگى اجتماعى اهتمام مىورزد، بلكه دين، چنين تعريف مىشود:
[١] - محمد حسين طباطبائى، الميزان، ج ٢، ص ١١٨- ١٢٠.