دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٤٠٧
بيعت، تعهّد مردم را براى حمايت و پشتيبانى، جلب مىكرد تا در برخورد با مشكلاتى از قبيل جنگ و درگيرىهاى نظامى، اعتماد بيشترى به اين پشتوانه مردمى باشد و مردم با بيعت خود، متعهد مىشدند كه در تبعيت از پيشواى خود، استقامت و پايدارى را از دست ندهند.
در حقوق اساسى نيز دو گونه رأى اعتماد به دولت، مطرح است و گاه در قانون اساسى يك كشور، هر دو ذكر مىشود: يكى رأى اعتمادى كه ملاك مشروعيت و قانونى بودن هيأت وزيران است، و لذا هيأت وزيران در اولين اقدام، از مجلس رأى اعتماد مىگيرد و پس از اين رأى اعتماد، دولت رسميت يافته و متصدى اداره كشور مىشود. و ديگرى رأى اعتمادى كه يأت وزيران پس از تصدى، در مسائل مهم از مجلس تقاضا مىكند و براى مشورعيت و قانونى بودن، بدان نيازى ندارد، بلكه با كسب اين رأى، به پشتيبانى و حمايت مجلس اعتماد بيشترى پيدا كرده و عملا بر قدرت خود مىافزايد و يا از ميزان حمايت قوه مقنّنه آگاه شده و آنرا معيار اقدامات بعدى خود قرار مىدهد.
اينك بايد بررسى نمود كه بيعت مسلمانان با پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چه نوع بيعتى بوده و آيا در مشروعيت دولت نبوى تأثير داشته است و يا تعهدى در پايدارى از اين دولت و رهبرى آن به حساب مىآمده است؟
در پاسخ اين سؤال بايد به مسائل زير انديشيد:
١- اين بيعت در چه شرايط اجتماعى و سياسى انجام گرفت؟
٢- چه تعداد از افراد جامعه، در آن حضور داشتند؟
٣- چه زمانى براى انجام بيعت در نظر گرفته شده بود؟
٤- موضوع بيعت چه بود و بر چه امورى، تعهد صورت گرفت؟
اين نكات، قراين و شواهدى است كه ماهيّت بيعت با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را روشن مىسازد.
همه مىدانند كه آيه «لقد رضى اللّه عن المؤمنين اذ يبايعونك تحت الشجرة»[١] مربوط
[١] - فتح( ٤٨) آيه ١٨.