دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٤٠
و ... اين نظريه را ابطال نمىكند؟ تفصيل اين بحث را در «فلسفه حقوق» بايد پىگيرى نمود.
٢. وجهه نظر انبيا جهت روحى و تهذيب نفوس است، و اگر درباره مسائل زندگى نظر داده باشند، تطفّلى است: براى بررسى اين ادّعا، و در تحقيق از اهداف و عملكرد انبيا، با توجه به تحريفاتى كه در كتب آسمانى گذشته رخ داده، به آن كتابها نمىتوان استناد جست. لذا تنها راه شناخت صحيح انبيا، قرآن كريم است كه به عنوان يك سند قطعى مىتواند مورد نظر و استناد قرار گيرد.
در قرآن كريم، فلسفه تشريع دين و بعثت پيامبران اين گونه تبيين شده است:
كان الناس امة واحدة فبعث الله النبيّين مبشرين و منذرين و انزل معهم الكتاب بالحق ليحكم بين الناس فيما اختلفوا فيه؛[١] يعنى انسانها در آغاز زندگى اجتماعى خود «امت واحده» بودند، و اتحاد و اتفاق بين آنها حكومت مىكرد، اختلاف و درگيرى در مسائل زندگى نداشتند؛ ولى پس از آن، در استفاده و بهرهبردارى از مزاياى مادّى، اختلاف پيدا كردند، و تنازع جاى تعاون را گرفت. در اين شرايط، براى از بين بردن اختلافها و جلوگيرى از تعدّيات، وضع قوانين ضرورت يافت، و اين قوانين به عنوان «شريعت» و دين، همراه «تبشير و انذار» از سوى پيامبران ابلاغ گرديد، تا در پرتو دين، هركس به حق خود دست يابد و نظام اجتماعى از آسيب اختلاف و آشفتگى در امان ماند.[٢] با توجه به اين آيه، پيامبران با ارائه قوانين الهى، ايجاد يك نظام اجتماعى سالم و متعادل را به عهده داشتهاند، و بعثت انبيا بر طبق يك ضرورت اجتماعى بوده است.
همچنين قرآن كريم درباره پيغمبران فرموده است:
لقد ارسلنا رسلنا بالبيّنات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط؛[٣]
[١] - بقره( ٢) آيه ٢١٣.
[٢] - محمد حسين طباطبائى، الميزان، ج ٢، ص ١١١، ١١٨ و ١٢٣.
[٣] - حديد( ٥٧) آيه ٢٥.