دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٣٩٧
حاكميّت الهى و دليل لطف
شيعه در بحثهاى كلامى خود، از راه دليل لطف، لزوم نصب امام را اثبات مىكند.[١] در اينجا اين سؤال مطرح است كه آيا اين دليل اختصاص به امامت عظمى دارد و يا براى هر حاكم و زمامدارى، نصب را ضرورى مىداند؟
ابتدا تقرير اين دليل را مىآوريم. ملا عبد الرزاق لاهيجى، متكلم محقق مىنويسد:
جمهور فرقه اماميه برآنند كه واجب است نصب امام بر خداى تعالى عقلا. و تقرير دليل، بر مذهب اماميه، آن است كه بگوييم: هيچ شك نيست كه در زمانى كه پيغمبرى موجود نباشد و امكان وجود پيغمبرى نيز نباشد به سبب ختم نبوت، و امت مكلف باشند به تكليفاتى كه موجب اجتماع ناس و كثرت و ازدحام مردم باشد، مانند اقامت جمعه و سد سرحدهاى بلاد اسلام و تجهيز جيوش و عساكر براى جهاد و دفع اعداى دين و امثال اين، كه همه اهل اسلام متفقند بر وجوب آن، و الا مظنه وقوع فتن و آشوب و منازعه و مخاصمه و محاسده است. پس هر آينه، وجود امام به معناى مذكور (رياست در امور دين
[١] - دليل لطف، به عنوان يك مبنا، پايه و اساس استدلالهاى فراوانى را در كلام، اصول فقه و فقه تشكيل مىدهد و مقصود از آن، همه زمينهها و مقدماتى است كه در ترقى انسان به كمال نهايىاش تأثير دارد. ازاينرو، تكليف، حدود، قصاص و تعزيرات تعيين امام و عصمت اوليا را لطف دانسته و آنرا به دليل آن كه نقض غرض لازم نبايد، بر خداوند حكيم لازم شمردهاند. براى اطلاع بيشتر در اين زمينه، ر. ك: سيد محسن خرازى، قاعدة اللطف.