دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٣٩٢
ترديدى نيست كه مقام شامخ امامت به اين معنا، عطيّهاى الهى است كه از جانب خداوند افاضه مىشود و همانگونه كه گفتهاند، امرى «موهوبى» است و بىآنكه از راه سعى و تلاش و به صورت تدريجى كسب شود، تنها به واسطه لياقت ذاتى و استعداد فطرى و با اختصاص از طرف خداوند و اختيار او، به انسان افاضه مىشود.[١] ازاينرو، اساسا با رأى مردم، قابل اكتساب نيست؛ زيرا رأى و بيعت، حداكثر مىتواند منشأى براى امور اعتبارى، از قبيل حكومت و مالكيت باشد، درحالىكه ولايت به اين معنا، همراه با امور حقيقى و كمالات واقعى است، و چون درك عامه مردم از فهم حقيقت آن عاجز است، لذا تشخيص صاحب مقام ولايت، به اتكاى آراى عمومى، امكانپذير نيست.
حضرت رضا عليه السّلام مىفرمايد:
آيا مردم قدر و منزلت امامت و جايگاه آنرا مىدانند تا اجازه انتخاب آنرا داشته باشند؟
امامت در قدر و منزلت برتر، از نظر شأن و عظمت سنگينتر، در جايگاه و مرتبه فراتر، براى دستيابى به اطراف و جوانب آن دشوارتر، و از غور در اعماق آن دورتر از آن است كه مردم با عقل خود بدان رسيده و يا به آراى خويش به آن دست يابند و يا با انتخاب خود، امام را بر سر كار آورند.[٢] در ادامه اين حديث، پس از آن كه حضرت رضا عليه السّلام، نقش معنوى و تأثير اجتماعى
[١] - محمد حسين طباطبائى، شيعه، ص ١٨٦.
[٢] -« هل يعرفون قدر الامامة و محلّها امة فيجوز فيها اختيارهم؟! ان الامامة اجلّ قدرا و اعظم شأنا و اعلا مكانا و امنع جانبا و ابعد غورا من ان يبلغها الناس بعقولهم او ينالوها بآرائهم او يقيموا اماما باختيارهم ...»( كافى، ج ١، كتاب الحجة، باب فضل الامام و صفاته، ح ١).