دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٣٧٦
تلقى شود.
هرگونه امكانات كه در اختيار بشر قرار دارد، از افاضه او سرچشمه گرفته است، و لذا در راهى كه او مىخواهد، بايد مصرف شود:
و ما لكم ان لا تنفقوا فى سبيل اللّه و للّه ميراث السموات و الارض؛[١] چرا در راه خدا انفاق نمىكنيد، درحالىكه ميراث آسمانها و زمين، همه از آن خدا است.
و آتوهم من مال اللّه الذى آتاكم؛[٢] به آنها بدهيد از مال خدا كه در اختيارتان گذاشته است.
و چون انسان ملك و ملك خود را از خداوند دريافت مىكند، لذا مالكيت او طولى و بالتّبع است. و به تعبير دقيقتر، سلطه انسانى كه داراى ولايت يا مالكيت است، صرفا ظهورى از ملك و ملك الهى است و انسان آينهدارى است كه تجلّى سلطنت حق را به نمايش مىگذارد. ازاينرو، هرگز براى انسان، چند سرپرست (اوليا) نمىتواند وجود داشته باشد و پيوسته «ولىّ» به شكل صيغه مفرد، استعمال مىشود؛ چرا كه غير از خداوند، ولىّ بالاصاله ديگرى وجود ندارد؛ مانند:
انما وليّكم اللّه و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم راكعون؛[٣] ولىّ شما تنها خدا و پيامبر او است و كسانى كه ايمان آوردهاند، همان كسانى كه نماز برپا مىدارند و در حال ركوع، زكات مىدهند.
در اين آيه، هر چند به ظاهر سه ولىّ براى انسان معرفى مىشود، ولى چون ولايت بالاصالة، تعدد ناپذير بوده و تنها يك اصل براى ولايت وجود دارد و ديگران صرفا پرتوى از ولايت حق را نشان مىدهند، لذا «ولىّ» به صورت مفرد به كار رفته است و
[١] - حديد( ٥٧) آيه ١٠.
[٢] - نور( ٢٤) آيه ٣٣.
[٣] - مائده( ٥) آيه ٥٥.