دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٣٧٣
اى داود! ما تو را در اين سرزمين خليفه و جانشين قرار دادهايم. پس ميان مردم به حق حكم كن.
در اين آيه، از خلافت حضرت داود، كه به حقّ حكم كردن در بين مردم مىانجامد، به «جعل الهى» تعبير شده است. همچنين در آيه ديگرى آمده است:
و اتاه الملك و الحكمة و علّمه مما يشاء؛[١] خداوند «ملك» و «حكمت» به او ارزانى داشت.
در قرآن، از طالوت نيز به عنوان فردى كه از طرف خداوند فرمانروايى يافت، ياد شده است. به امت او گفته شد:
ان اللّه قد بعث لكم طالوت ملكا ... و اللّه يؤتى ملكه من يشاء؛[٢] خداوند طالوت را براى شما فرمانروا قرار داده است ... و خداوند ملك خود را به هر كه بخواهد مىدهد.
و خداوند درباره بنى اسرائيل فرمود:
و اذ قال موسى لقومه يا قوم اذكروا نعمة اللّه عليكم اذ جعل فيكم انبيا و جعلكم ملوكا؛[٣] موسى به قوم خود گفت: اى قوم من! نعمت خدا را بر خود متذكر شويد، هنگامى كه در ميان شما پيامبرانى قرار داد و شما را فرمانروايان گردانيد.
و از آل ابراهيم نيز به عنوان صاحبان «ملك عظيم خداداد» ياد شده است:
فقد آتينا آل ابراهيم الكتاب و الحكمة و آتيناهم ملكا عظيما؛[٤] ما به آل ابراهيم، كتاب و حكمت داديم و حكومت عظيمى در اختيار آنها قرار داديم.
حضرت يوسف هم فرمانروايى خود را عطيّه خداوند مىدانست و مىگفت:
ربّ قد اتيتنى من الملك؛[٥]
[١] - بقره( ٢) آية ٢٥١.
[٢] - همان، آيه ٢٤٧.
[٣] - مائده( ٥) آيه ٢٠.
[٤] - نساء( ٤) آيه ٥٥.
[٥] - يوسف( ١٢) آيه ١٠١.