دين و دولت در انديشه اسلامي - سروش، محمد - الصفحة ٣٥٣
اخلاقى هر بخش را تبيين مىكند: اخلاق در محيط خانواده و روابط خانوادگى، اخلاق در محيط زندگى اجتماعى و روابط همسايگى، اخلاق در محيط تعليم و تربيت، اخلاق در محيط كار و فعاليت اقتصادى، و بالأخره، اخلاق در مديريّت و رهبرى.
در معارف اسلامى، ويژگىهاى فراوانى براى رهبرى شمرده شده است. اين ويژگىها بيانگر اخلاق رهبرى است و با آراستگى به اين فضايل، لياقت و شايستگى رهبرى شخص پديد مىآيد.
در بيانات حضرت على عليه السّلام چنين امتيازاتى، بهعنوان اخلاق رهبرى ديده مىشود:
الف) به مقام وابستگى نداشته باشد:
كهنه كفش بىارزشى را از فرمانروايى بر شما بيشتر دوست دارم، مگر با حكومت، حقى را زنده و باطلى را سركوب كنم.[١] ب) با مردم متواضع و فروتن باشد: موقعى كه محمد بن ابى بكر حكم فرمانروايى مصر را گرفت، فرمود:
با آنان فروتن و متواضعاش و با گشادهرويى با ايشان برخورد كن.[٢] ج) توقع مدح و ثناخوانى نداشته باشد: با من آنگونه كه براى خوشآمد جباران سخن مىگوييد، سخن نگوييد، و آنچه را از مردم خشمگين پنهان مىداريد، از من پنهان مداريد، و به چاپلوسى با من برخورد نكنيد، و گمان مبريد كه اگر حقى گفته شود، بر من سخت و دشوار مىآيد، و گمان نكنيد كه توقع ستايش از شما دارم ...[٣] د) رياست، او را تغيير ندهد: بر والى و حاكم لازم است كه در اثر دستيابى به رياست و امكانات، برخوردش با مردم تغيير نيابد، بلكه در اثر نعمتهايى كه خداوند بدو تفضّل نموده، به بندگان خدا نزديكتر
[١] - همان، خ ٣٣.
[٢] - همان، نامه ٢٧.
[٣] - نهج البلاغه، خ ٢٠٧.